آیا شغل‌تان با رویاها و اهداف‌تان هم‌خوانی دارد؟

0
14

آیا شغل‌تان با رویاها و اهداف‌تان هم‌خوانی دارد؟

تا به حال برای سرکاررفتن از خواب بیدار شده اید و بعد با خود دعا کرده اید که ای کاش لاتاری می بردید و دیگر لازم نبود هیچوقت سرکار بروید؟ کار خیلی از مردم برایشان مثل شکنجه است چرا که یا حس می کنند حقوق کافی دریافت نمی کنند و یا حس می کنند می تواند کار بهتری با زندگی شان انجام دهند. حال این افراد احتمالا تا به حال از خودشان نپرسیده اند که آیا شغل حرفه ای شان با اهداف زندگی شان هم سو و هم جهت است یا خیر.

گاهی اوقات نمی دانیم چرا جایی که داریم کار می کنیم، کار می کنیم. شاید به خاطر پول سر این شغل هستیم یا می خواهیم به تجربیات و موارد داخل رزومه مان بیفزاییم. با این حال باید به این مسئله که اگر شغل مان با اهداف زندگی و شخصی مان هم خوانی نداشته باشد چه اتفاقی می افتد نیز فکر کنیم.

تصور کنید که شغل مدیریتی دارید. این شغلی است که به آسانی نصیب تان شده و خیلی هم زحمتی برایتان ندارد. به علاوه مقدار قابل قبولی درآمد دارید که همین باعث می شود سر این کار بمانید. با این حال هدف اصلی تان این است که کسب و کار خودتان را داشته و کارآفرین باشید.

طبیعی است که آدم کاری که در لحظه آسان تر است را انجام دهد. شاید تحت فشار محیط بوده و فکر کنید که کارتان خوب است اما اهداف بلند مدت تان چه می شود؟

وقتی روی چیزی که نسبت به آن شور و اشتیاق ندارید کار کنید بسیار خسته کننده است. ممکن است احساس کسلی و بی انگیزگی کنید. ولی قبض ها، ترس ها و منطقه ی امن تان باعث می شوند به شغلی که واقعا از آن لذت نمی برید زنجیر شوید.

گاهی اوقات مردم فکر می کنند که شغل شان باید تعیین کننده ی مسیر حرفه ای شان باشد، که این موضوع اصلا صحیح نیست. مسیر حرفه ای چیزی است که شما باید آگاهانه آن را انتخاب کرده و در صورت امکان با اهداف زندگی تان هم خوانی داشته باشد.

روی رویاهایتان تمرکز کنید

نباید صرفا برای مدرک گرفتن و بعد کار پیدا کردن به دانشگاه بروید. این مسئله باعث سرخوردگی، ناراحتی و نارضایتی خواهد شد. این افراد بعدا همان هایی خواهند شد که مدام حساب می کنند چقدر تا تعطیلات مانده و به جای لذت بردن از کارشان حواسشان فقط به این است که تعطیلات بعدی شان کی خواهد بود.

هرکسی رویاها و اهداف مربوط به کار دارد. همه می خواهیم آنقدر مشتاقانه روی چیزی کار کنیم که از هر ثانیه ی آن لذت ببریم. به علاوه، می خواهیم آزاد باشیم تا هر وقت از لذت بردن کاری که انجام می دهیم خسته شدیم سرکار دیگری برویم. در کمال صداقت، احتمالا اگر رویاهایمان با شغل حرفه ای مان گره خورده باشند نمی گذاریم در دام ترس، تنبلی و آسوگی بیوفتیم.

حال چطور می شود در راستای دنبال کردن اهداف حرفه ای تان مشغول به کار شوید؟ در این زمینه باید واقع گرا باشید. تمام استعدادها و تواناییی هایتان را تجزیه تحلیل کنید و ببینید که چطور می شود آن ها را بهبود بخشید. گام بعدی این است که تمام آن چیزهایی که درشان خوب هستید را به شغل هایی که بهشان علاقه مند هستید مرتبط سازید. آیا به بقیه کمکی می کنید؟ آیا زندگی تان آسان تر می شود؟ هدف اصلی چیست؟

از کجا بدانید که در مسیر درستی هستید

خیلی مهم است که به تمام مواردی که در این مطلب اشاره کردیم توجه کنید. با این حال احتمالا مسئله ی دیگری ذهن تان را مشغول کرده: آیا در مسیر درست رسیدن به رویاهایتان هستید؟ به منظور پاسخ به این سوال، باید به موارد پایین دقت داشته باشید:

تا به حال به چند تا از اهداف تان دست پیدا کرده اید؟ اینجا بحث پول مطرح نیست بلکه بحث اهداف کاری است. اگر حس می کنید تا به حال همچین اهدافی را محقق نکرده اید، احتمالا شغل و اهداف تان با هم در یک مسیر نیستند.

آیا شغل تان با ارزش هایتان سازگار است؟ دلیل اینکه گاهی اوقات صرف نظر از میزان درآمدی که داریم از شغل مان راضی نیستیم این است که شغل مان با ارزش هایمان سازگار نیست. در اصل گاهی اوقات شغل تان ممکن است کاملا خلاف ارزش هایتان باشد.

آیا کاری که انجام می دهید به شما انگیزه می دهد؟ این سوالی حیاتی است. اگر به خودتان شانس بهره ور بودن را نداده و توانایی هایتان را بهبود نبخشیدو کارتان را ربات وار انجام دهید، به احتمال زیاد در مسیر درستی قرار ندارید.

پاسخ به این سوالات به شما کمک خواهد کرد تا متوجه شوید واقعا در مسیر درست تحقق اهداف تان هستید یا خیر. اگر متوجه شوید که در مسیر درستی نیستید باید شرایط تان را بازنگری کنید. شاید فقط لازم است به اوضاع از دیدی دیگر نگاه کنید یا شاید لازم است تضادهایی را که بر سر راه پیشرفت کاری تان قرار دارند برطرف کنید.

اهمیت مرتبط ساختن شغل حرفه ای با اهداف زندگی تان

تفاوت فاحشی میان کسی که شغلی رضایت بخش دارد با کسی که فقط کار می کند وجود دارد. نفر اول کارش را برای سرگرمی و لذت بردن انجام می دهند. کارش او را خوشحال کرده و حس می کند که از آن درس می گیرد. به طریقی شغلش به او اجازه می دهد که به جلو حرکت کرده و مهارت هایش را پیشرفت دهد. نفر دوم کار را به شکل نوعی اجبار می بیند، چیزی که باید هر روز آن را تحمل کند.

کنار آمدن با شرایطی که باب میل مان نیست معمولا کار درستی نیست. همواره باید به یاد داشته باشیم که فرصت های مختلفی برایمان وجود دارد. یک نکته هم قطعی است و آن این است که بدون کار سخت و تلاش کردن هیچ چیز بدست نمی آید. وقتی کاری که انجام می دهیم شدیدا به باورهایمان مرتبط است، دیگر به شغل مان نگاهی منفی نداریم. آنقدر از آن لذت می بریم که دیگر برایمان به شکل اجبار و الزام نیست.پس چرا برای فکر کردن به اینکه چه چیزی را واقعا دوست داریم وقت نگذاریم؟

همه چیز به انگیزه و صبر برمی گردد. اگر می خواهید از کاری که انجام می دهید خوشحال باشید، توصیه  می کنیم که ابتدا به اهداف زندگی تان فکر کنید. این اهداف شما را به سمت رویاهایتان هدایت خواهند کرد و کم کم به آنچه که عمیقا می خواهید دست پیدا خواهید کرد.

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید