اتفاقات کوچکی که شما را خشمگین می‌کنند و نحوه‌ی اجتناب از آنها

جنیفر یک روز بارانی از ماشین خارج شد و در همان لحظه ماشین دیگری با سرعت از یک گودال آب عبور عبور کرد و آب‌های روی زمین را به روی او ریخت و خیسش کرد. جنیفر خشمگین شد و یک سری کلمات نه چندان خوشایند را پشت سر راننده‌ای که دور شده بود فریاد زد. او فکر کرد که برای تعویض لباس‌هایش به خانه برگردد اما از آنجا که همین الان هم دیر سرکار رسیده بود، بیخیال این فکر شده و وارد دفترش شد.او خیلی عصبانی و ناراحت وارد دفترش شد. این اتفاق روز او را خراب کرد، او را تحریک‌پذیر کرده و اجازه‌ی تمرکز بر روی کارش را نداد.

به شدت محتمل است که شما هم مثل خیلی‌های دیگر به این اتفاق دچار شده باشید. چه کار کردید، عصبانی شدید، فحش دادید و به خودتان گفتین عجب روز مزخرفی؟

طبیعی است که در شرایط ناخوشایند و تحریک کننده عصبانی و خشمگین شوید، وقتی در چنین شرایطی قرار می‌گیرید چه می‌کنید؟اجازه می‌دهید که روی کل روزتان تاثیر بگذارد؟یا به عصبانی بودن ادامه داده و خشمتان را روی اطرافیانتان خالی می‌کنید؟

یک مثال دیگر

جورج شنید که دو نفر از همکارانش باهم صحبت می‌کنند و یکی از آنها می‌گوید: ” اون یک احمقه و فکر میکنه همه چیو می‌دونه و من ازش خوشم نمیاد.”

جورج صبر نکرد تا ببیند آنها راجع به او صحبت می‌کنند یا یک نفر دیگر و به اشتباه تصور کرد که گفت‌وگو در مورد خودش است. او دلخور شد و به خودش قول داد که دیگر با این دو همکارش صحبت نخواهد کرد.

همکارانش که در واقع داشتند در مورد کس دیگری صحبت می‌کردند، گیج شده بودند که چرا جورج از آن‌ها دوری می‌کند، وقتی با هم در یک اتاق هستند او عصبانی است. عصبانیت جورج بی‌دلیل بود و نتیجه‌ اشتباه برداشت کردن چیزی بود که استراغ سمع کرده بود. شماها هم احتمالا تجربه‌ی مشابهی داشتید. ما اغلب از اطلاعات و چیزهایی که می‌بینیم و می‌شنویم سو برداشت می‌کنیم. ما در ذهنمان داستان سرایی‌هایی می‌کنیم که هیچ ارتباطی با واقعیت ندارند، مدام به آنها فکر می‌کنیم و اجازه می‌دهیم که خشم و نفرتمان بیشتر شوند. این کار ما را ناراحت کرده و روابطمان را با دیگران خراب میکند. ما هر روزه از کنار چنین موقعیت‌هایی که باعث خشممان می‌شوند عبور می‌کنیم.

چطور از خشم اجتناب کنیم؟

خشم باعث ایجاد استرس و ناراحتی می‌شود. باعث می‌شود حرف‌هایی که دوست نداریم بزنیم، ما را با خانواده، دوستان و همکاران بیگانه کرده و به طرق مختلف به ما لطمه می‌زند. اگر می‌توانستید جلوی خشمتان را بگیرید زندگیتان چه شکلی بود؟ خشم یک واکنش خودکار است اما می‌توانید یادبگیرید که چطور جلوی آن را بگیرید، بحث سر پنهان کردن و سرکوب کردن آن نیست. بلکه صحبت سر متعادل کردن آن در بیرون است. سرکوب کردن آن رفتار سالمی نیست.

مثالی از دوری از خشم

سم جای پارکی را پنجاه متر جلوتر دید. قبل از اینکه او بتواند آنجا برسد، یک نفر دیگر جا را گرفت. به جای عصبانی شدن و خراب کردن مودش و داد زدن سر راننده، او در جست و جوی جای پارک دیگری به رانندگی‌اش ادامه داد.

سم موزیکی را پلی کرده و با آن زمزمه کرد. او از فکر کردن در مورد اتفاق اجتناب کرده و خیلی زود یک جای پارک بهتر پیدا کرد.

آیا کار او نشان دهنده‌ی ترس، خجالت یا عدم برخورداری از قدرت درونی است؟فکر می‌کنید که باید با راننده‌ی دیگر بحث می‌کرد. یکسری چیزها در زندگی ارزش بحث کردن را نداشته و ممکن است شما را به دردسری غیر ضروری بیاندازد. اجتناب از بحث غیر ضروری و غیر مهم نشان دهنده‌ی ضعف نیست، نشانه‌ی خرد است. این کار در اجتناب از خشم به شما کمک می‌کند. وقتی می‌شود یک جای پارک دیگر پیدا کرد چرا بیخودی جنجال به راه انداخت، مشکل درست کرد و اعصاب خودتان را خورد کنید؟ اگر از خشم دوری کنیم می‌توانیم کلی در وقت و انرژی صرفه‌جویی کنیم.

دفعه بعد که به خاطر ریختن آب روی لباستان، شنیدن گفت و گویی که در مورد شما نبوده، قضاوت دیگران، دیر کردن اتوبوس، زنگ نزدن ساعت و غیره عصبانی شدید، قبل اینکه از خشم خود منفجر شوید فقط لحظه‌ای تنفس کرده و به شرایط پیش آمده فکر کنید. آیا این خشم مشکلی را حل می‌کند؟ خیر، فقط به مشکلاتتان اضافه می‌‌‌‌کند و وقت و انرژیتان را هدر داده و روزتان را خراب می کند.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید