اگر این نشانه ها را دارید، شما به بلوغ فکری و عاطفی رسیده اید!

در زندگی هر فردی، زمانی وجود دارد که بلاخره به بلوغ فکری و عاطفی میرسد. بلوغ فکری و عاطفی با بالا رفتن سن به دست نمی آید، بلکه با کسب تجربه ایجاد میشود. اگر نشانه های ذکر شده در این مقاله را در خود میبینید، شما به بلوغ فکری و عاطفی رسیده اید.

 

۱.تنها فلاکت زندگی تان، در فیلم های تلوزیونی است!

بیایید با این حقیقت روبرو شویم. در دنیا، آدم های سمی زیادی وجود دارند. افرادی که دائماً از بدبختی های زندگی شان غر میزنند و روحیه منفی به خود و به دیگران میدهند. اگر به بلوغ فکری و عاطفی رسیده باشید، بلاخره درک کرده اید که در زندگی تان جایی برای غر زدن و نمایش دادن بدبختی ها ندارید. با آدم های سمی زندگی که روحیه تان را خراب میکنند، اعتماد به نفس تان را پایین می آورند و … ارتباط تان را محدود و یا قطع کرده اید. تنها فلاکت زندگی شما، فلاکت هایی است که زمانی که مشغول انجام دادن کارهای خانه هستید، در فیلم های درام تلویزیونی میبینید!

البته این موضوع به این معنی نیست که هیچ اتفاق غم انگیز و یا نکته منفی در زندگی شما وجود نخواهد داشت. بلکه به این معنی است که شما از کاه کوه نمیسازید. و به اصطلاح، اهل “ننه من غریبم” بازی در زندگینیستید. بلکه با دیدگاه رشد به سختی های زندگی نگاه میکنید. به این معنی که سعی میکنید روحیه تان را در مشکلات حفظ کنید و راه حل هایی برای آنها بیایید.

 

۲.با تغییر در زندگی کنار آمده اید.

این حقیقت را درک میکنید که همه چیز در زندگی، روی سنگ حک نشده است. به این معنی که بسیاری از چیزها درمرور زمان دستخوش تغییر میشوند. در می یابید که تغییراتی که در زمینه های مختلف زندگی رخ میدهند، شما را مثل قبل اذیت نمیکند. اگر زندگی تان مسیر جدیدی را در پیش بگیرد، آزرده خاطر نخواهید شد. چرا که احتمالا خودتان آن مسیر جدید را انتخاب کرده اید.

شما دریافته اید که “در زندگی نباید به دنبال پیدا کردن خودتان باشید، بلکه باید به دنبال ساخت خود باشید.” میدانید که هیچ نقشه معینی برای پیمودن مسیر زندگی وجود ندارد. مسیر هر کسی در زندگی متفاوت است. و شما هستید که باید مسیر خودتان را انتخاب کنید.

 

۳.میدانید که نگه داشتن یک رابطه، مثل مراقبت از یک نهال است. 

” و آنها یک عمر به خوبی و خوشی زندگی کردند.”

آیا این جمله را تا به حال در قصه ها شنیده اید؟ اگر به بلوغ عاطفی رسیده باشید، میدانید که این به هیچ عنوان نمیتواند پایان داستان زندگی باشد. شما میدانید که نگه داشتن یک رابطه، مثل مراقبت از یک گیاه است. میدانید که عاشقی کردن، در واقع چیزی بیشتر از آهنگ های عاشقانه و هدیه های روز ولنتاین است. در این صورت، شما به رابطه عاطفی تان به چشم یک نهال نگاه خواهید کرد که قرار است آن را با عشق، پرورش دهید. اگر قرار باشد از یک نهال مراقبت کنید چطور این کار را انجام خواهید داد؟ یک نهال، به مراقبت های روزانه احتیاج دارد. نمیتوانید آن را به حال خود رها کنید و انتظار داشته باشید که رشد کند و ثمر بدهد. روابط شما نیز در زندگی، مشابه همین نهال هستند. بنابراین، برای رشد کردن و ثمر دادن به تلاش و کوشش و مراقبت دائمی نیاز دارند.

اگر به بلوغ عاطفی رسیده باشید، اگر رابطه ای به پایان برسد، کاملا ناامید نخواهید شد. بلکه به این موضوع به عنوان درسی برای ادامه زندگی نگاه خواهید کرد.

 

۴. متوجه شده اید که شما محور جهان نیستید. 

افرادی که به بلوغ فکری و عاطفی میرسند، درک میکنند که جهان تحت کنترل آنها نیست. آنها درک میکنند که  زندگی شخصی آنها، مهم ترین موضوع روی کره زمین نیست. بنابراین از دیگران انتظار ندارند که زندگی های شان را رها کنند و به کمک آنها بشتابند. البته قطعا خانواده و دوستان خوبی در کنار خود خواهند داشت که آنها را یاری کنند. اما دائماً از دیگران انتظار ندارند، و فکر نمیکنند که وظیفه دیگران است که در حق او لطف کنند.

این افراد، مشکلات خود را بزرگترین معضل جهان نمیدانند. بنابراین، وقتی که با مشکلی روبرو میشوند، از زمین و زمان شکایت نمیکنند. بلکه با تلاش برای حفظ روحیه شان، در جهت حل مشکل تلاش میکنند.

 

۵.مادیات خوشبختی شما را تعریف نمیکند. 

افرادی که به بلوغ فکری و روحی رسیده اند، مادیات را معنای خوشبختی نمیدانند. با این که چیز های مادی نیز بر لب آنها لبخند می آورد، اما چیز های بسیار بزرگتری در زندگی شان وجود دارد که آنها را بیشتر خوشحال میکند. آنها متوجه میشوند که منبع شادی شان، چیزهایی فراتر از مادیات است. چیزهایی مثل وقت گذراندن با افرادی که دوست شان دارند، خوشحال کردن دیگران، و انجام کارهایی در زندگی که روح و و روان آنها را تقویت میکند.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید