دیگر وقت آن رسیده که کنترل زندگی تان را بدست بگیرید!

0
22
دیگر وقت آن رسیده که کنترل زندگی تان را بدست بگیرید!

دیگر وقت آن رسیده که کنترل زندگی تان را بدست بگیرید!

اکثر مردم انتظار دارند یک روز از خواب بیدار شده و تمام مشکلاتشان به شکل جادویی حل شده باشد. اگرچه خیلی فانتزی خوبی است اما طرز تفکر درستی نمی باشد. بنابراین بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که کنترل زندگی تان را به دست بگیرید.

چند بار چنین جمله ای را به خود گفته اید: یک روز همه چیز بهتر خواهد شد؟

به دلایل عجیبی، وقتی زندگی مطابق میلمان پیش نمی رود اینطور فکر میکنیم که یک سری عوامل خارجی آن را تغییر خواهند داد. اینطور باور داریم که یکباره یک چیزی زندگی مان را عوض کرده و همه چیز بهتر خواهد شد.

به نظر می رسد که ما متقاعد شده ایم تمام مشکلاتمان خودبه خود حل خواهد شد. با این حال قضیه اصلا اینطوری نیست. از همین رو مهم است به یاد داشته باشیم که زندگی بیشتر از همه چیز تحت تاثیر شما بوده و به شما وابسته است.

شادی چیز حاضر و آماده ای نیست. شادی از طریق اعمالتان به وجود می آید.

یک راز مهم

راز مهم دیگر این است که مشکلات زندگی خودشان خودبه خود حل نمی شوند. اگر می خواهیم کنترل زندگی مان را به دست بگیریم باید دست به کار شویم. خیلی ها می خواهند شریک زندگیشان را ترک کرده و یا از شرایطی ناراحت کننده خلاص شوند، اما نمی توانند تصمیم قاطع گرفته و دست به اقدام بزنند.

یک سری حتی مدام از زندگی شان گله منداند اما متوجه نمی شوند که بخشی از این گله و شکایت باید متوجه خودشان باشد. آدم ها گاهی اوقات خود را قربانی شرایط می دانند. بعضی وقت ها از قدرتی که برای تغییر شرایط زندگی مان داریم بی خبریم. اغلب دیگران را به خاطر کمبودهای زندگی مان سرزنش می کنیم و این رویه بدون شک یکی از مخرب ترین کارهایی است که می توانیم انجام دهیم.

ما حق انتخاب داریم تا تعیین کنیم چه کسی می خواهیم باشیم

اگر به قربانی کردن خودمان ادامه دهیم انسان های منفعلی خواهیم شد و نمی توانیم شرایط را عوض کنیم. عباراتی مثل “اتفاقات بد فقط برای من می افتند” مانتراهای خوبی نیستند!

هرکس بالاخره یک زمانی شرایط سختی را تجربه می کند که باید از آن نجات پیدا کند. بعضی وقت ها خوشی پشت خوشی است و بعضی وقت ها هم بدبیاری پشت بدبیاری.

بخش اعظمی از زندگی مان بسته به این است که چطور با شرایط صرف نظر از اینکه چقدر بد و منفی هستند کنار می آییم. بعضی مردم در شرایط سخت هم لبخند می زنند و بعضی دیگر مدام شکایت کرده و با خودشان و دیگران بدرفتاری می کنند.

بهترین بخش ماجرا این است که شما می توانید انتخاب کنید که چه نوع آدمی می خواهید باشید. شما این قدرت را دارید که در شرایط مختلف اضطراب و استرس را انتخاب کرده یا حفظ آرامش تان را انتخاب کنید.

بگذارید تغییر آغاز شود

در بوداییسم مفهوم کارما وجود دارد که بر طبق آن اگر دانه های خوب بکارید، میوه های خوب برداشت خواهید کرد. حال این چه ارتباطی به تغییر ایجاد کردن در زندگی مان دارد؟ هیچ چیز شما را از خودتان نجات نخواهد داد. تمام انرژی ای که صرف رویاپردازی یک زندگی بهتر می کنید را می توانید در ساختن این زندگی صرف کنید.

به بیان دیگر، می توانید کنترل زندگی تان را به دست بگیرید. از همین رو اگر برای تغییر برنامه ریزی کنید تغییر ایجاد خواهد شد. البته تغییر کردن آسان نیست. به تلاش احتیاج دارد و هر کسی تلاش لازم را انجام نمی دهد. با این حال با تغییر ندادن نحوه ی عملکردمان نمی توانیم ادعا کنیم که زندگی مان را تغییر داده ایم.

الگوهای رفتاری دشمن شما هستند

ما نوع رفتاری مشخص داریم چراکه در طی سال ها به الگوهای رفتاری خاصی خو گرفته ایم. این یعنی چه؟ یعنی ما سعی می کنیم مشکلات مان را با تکرار رفتارهایی مشابه حل کنیم. این کار را بدون توجه به اینکه این کار راه درستی برای حل کردن مسائل مان نیست انجام می دهیم.

تا به حال همکلاسی ای داشته اید که با آن همه وقتی که برای درس خواندن گذاشته باز هم امتحانش را بد بدهد؟ اکثر ما همچین کسی را می شناسیم که روشی را بدون اینکه نتایج خوبی از آن بگیرد بارها تکرار می کند. این افراد حس می کنند که تلاش شان کافی نیست. ولی مشکل این نیست.

مشکل اصلی روشی است که در پیش می گیرند. باید تلاش مان را روی این مسئله متمرکز کنیم. باید روشی را که نتایج مطلوبمان را به دست نمی دهد عوض کنیم. به دست گرفتن کنترل زندگی نیازمند دست به کار شدن و تلاش کردن است.

اولین گام هایی که برای به دست گرفتن کنترل زندگی تان باید بردارید

اولین گامی که باید برداریم این است که چیزهایی که می خواهیم تغییر دهیم را آنالیز کنیم. مهم است که با خودمان رو راست باشیم.چراکه گاهی اوقات برای اینکه اشتباهات مان را نادیده بگیریم به خودمان دروغ می گوییم. این یک اشتباه بزرگ است. روراستی با خودمان یک چیز درونی است و اگر نمی خواهیم اصلا لزومی ندارد که چیزی را برای دیگری تعریف کنیم.

گام بعدی این است که کارهایی که تا به حال انجام داده و منجر به شرایط کنونی مان شده اند را آنالیز کنیم. چه استراتژی هایی را پیاده  کرده ایم؟چرا همیشه دست آخر به یک شرایط می رسیم؟ چطور می توانیم به سمت مسیری که میخواهیم تغییر ایجاد کنیم؟

باید کارهایمان را آنالیز کرده و ببینیم که آیا یک سری استراتژی های مشابه را بارها و بارها تکرار می کنیم یا خیر. اگر چنین است وقت تغییر کردن فرا رسیده.

پس از آن چه کنیم؟

سومین گامی که در به دست گرفتن کنترل زندگی مان به ما کمک می کند احتمالا مهم ترین گام است. در این مرحله باید ترس هایمان را پشت سر بگذاریم. ترس یک احساس اولیه است که برای جان به در بردن مان در شرایط خطرناک ضروری است.

با این حال اگر ترس به بخشی از زندگی روزمره مان تبدیل شود مشکل ساز است. این احساس ما را فلج کرده و در منطقه ی امن مان به دام می اندازد. ما ترجیح می دهیم در شرایط بدی باشیم تا چیز جدیدی را امتحان کنیم چراکه از اتفاقاتی که پس از تغییر یا امتحان کردن چیز جدیدی ممکن است بیوفتد واهمه داریم. ما همینطور از رها کردن یک سری چیزها در زندگی هراس داریم.

به جای اینکه روی مبل نشسته و منتظر باشیم تغییری خودبه خود در زندگی مان به وجود بیاید، باید دست به عمل بزنیم. کمی اعتماد به نفس پیدا کنید. وقتی این کار را بکنید، نتایجی خواهید دید که هیچگاه تصورش را هم نمی کردید.

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید