راهکار غلبه بر ترس از رها شدن

0
49
راهکار غلبه بر ترس از رها شدن

راهکار غلبه بر ترس از رها شدن

غلبه بر ترس رها شدن و رسیدن به خودکفایی کار آسانی نیست. با این حال وقتی متوجه ارزشمندی خودتان باشید امکانپذیر میشود. باید خودتان را متقاعد کنید که شما محشر هستید مهم و قوی بوده و لازم نیست به دیگری متکی باشید. لحظه ای که آن عشقی که لایقش هستید را به خودتان بدهید همه چیز عوض می شود.

رها شدن زودهنگام

برخی افراد با رها شدن زودهنگام و در سنین کم مواجه میشوند. این جزو تجربیات سخت به حساب می آید. البته فقط بحث بزرگ شدن بدون والدین نیست. گاهی اوقات درد از رها شدن به لحاظ عاطفی نیز نشات می گیرد. بزرگ شدن در کنار والدینی که به لحاظ فیزیکی کنارمان هستند اما به لحاظ احساسی نه هم بسیار دردناک است. اینها جزو آن دسته والدین هستند که نه از فرزندشان حمایت عاطفی کرده و نه تکیه گاه و مامنی برای او میشوند.

رها شدن در سنین پایین تاثیر خودش را می گذارد. این حس از دست دادن و کمبود باعث شرمساری، درماندگی و اضطراب می شود. این رها شدن باعث میشود حس کنید که هیچگاه دوست داشته نشده اید، که تنهایی تنها پناه شماست و هیچکس قابل اعتماد نیست.

رها شدن را نادیده گرفته و افکار و احساسات منفی را از خودتان دور کنید. باید متوجه باشید که ترس از اینکه کسانی که دوست دارید ترکتان کنند طبیعی است (مخصوصا اگر تجربه ناخوشایندی در گذشته داشته باشید) کاری که نباید بکنید این است که مدام و مضطرب بوده و افکار وسواسی در مورد رها شدن داشته باشید. به خاطر داشته باشید که میتوانید بر ترس از رها شدن فایق بیایید.

ترس وفادارترین رفیق من است چراکه هرگز به من خیانت نکرده. وودی آلن

ترس از رها شدن به مانند زندانی بودن است

ترس از رها شدن مثل فضایی بسته و خفه است که روابط را نابود میکند از همین رو نباید خودتان را به خاطر احساسات بدی که تجربه میکنید شکنجه کنید.به جای آن یاد بگیرید تا ریشه ی ترستان را پیدا کرده و بتوانید آن را بهتر مدیریت کنید. اولین چیزی که باید متوجه آن باشید این است که ترس از رها شدن بسیار اولیه و انسانی است.

این یعنی چه؟ به عنوان گونه ای زنده، اساسا هیچ چیز برای پیشرفت و بقا مهمتر از داشتن والدینی حامی از سن پایین نیست. حال چه پدر و مادرتان باشند یا کسانی دیگر، شما احتیاج دارید تا کسانی که شما را دوست دارند و مراقب شما هستند از شما حمایت کنند. اگر چنین چیزی را از کودکی تجربه نکنید در ذهن تان احساس خلا خواهید کرد و همین احتمال ابتلا به اختلالات خلقی مختلف را بالا می برد.

مجله ی youth and adolescence مطالعه ای جالب را  در سال ۲۰۱۱ منتشر کرد. محققین دانشگاه آریزونا در این مطالعه دریافتند که هرکسی که مرگ یکی از والدینش را تجربه کرده، ترس از رها شدن نیز دارد. در اصل این ترسی اولیه است و میتوانیم به راحتی از شر آن خلاص شویم.

با این حال وقتی یاد بگیرید با آن کنار آمده و بر زخم هایتان مرحم بگذارید همه چیز عوض می شود. در انتها میتوانید زندان احساسی که در آن گیر افتاده اید را رها کرده و زندگی شادتر و پررونق تری داشته باشید.

چطور بر ترس از رها شدن غلبه کنیم

اگر یک یا چند تجربه ناخوشایند از رها شدن داشته باشید به این باور می رسید که بی ارزش هستید و همین باعث کاهش عزت نفستان می شود. نه تنها این، بلکه این ترس باز هم اتفاق افتاده و باعث اضطراب و دشواری در روابط می شود. یک دفعه می بینید که در روابط سمی گیر افتاده و بیش از حد به طرف مقابل وابسته هستید. در وسواسی که نسبت به مطمئن شدن از اینکه دوست داشته شده و مهم هستید پیدا می کنید ارزش و اعتبار خود را از دست می دهید.

عشق بر پایه ی وسواس تنها موجب رنجش تان خواهد شد. هیچکس لایق این نیست که در چنین شرایطی زندگی کند. از همین رو بسیار حیاتی است که یاد بگیرید بر ترس از رها شدن تان غلبه کنید. در ادامه به استراتژی هایی که می توانند در طی این مسیر به شما کمک کنند نگاهی بیندازیم:

_ ترستان را همانطور که هست بپذیرید، یعنی مثل چیزی که کاملا طبیعی است. ترس در تمام انسانها ذاتی است. در مورد شما یک ترس خاص به خاطر تجارب گذشته تان تشدید شده. ترس کاملا طبیعی است اما نمی توانید اجازه دهید که کنترل زندگیتان را به بگیرید.

_اگر می خواهید به ترس از رها شدن غلبه کنید باید ۱۰۰٪ مسئولیت خودتان را به عهده بگیرید. هیچکس لازم نیست شما را نجات دهد. شریک زندگیتان مجبور نیست مسئول شما بوده یا تنها حامی عاطفی شما باشد. عشق به خود تنها عشقی است که درمانگر است. باید بی قید و شرط به خودتان عشق بورزید.

_ باید گفتگوی درونی که با خودتان دارید را تغییر دهید. دست کم گرفتن خودتان و باور کردن اینکه کسی دوستتان ندارد به شدت ممنوع است. به این فکر نکنید که قرار است دوباره رها شوید. اجازه ندهید که به بدترین سناریوها در مورد خودتان یا شریکتان فکر کنید. اگر دیدید دارید با خودتان چنین جملاتی می گویید:« اون این کار رو کرد چون دیگه به من علاقه ای نداره» یا «دیگه دوستم نداره »سریع متوجه شده و جلوی خودتان را بگیرید. ذهنی آرام ذهنی شادتر است. روی ایجاد اعتماد کار کرده تا روابطی قوی تر و بامعناتر داشته باشید.

_ روی خودکفایی عاطفی تان کار کنید. این روندی آرام است که نیاز دارد حواس جمع بوده و نیازهایتان را شناسایی کنید. شما تنها کسی هستید که قادرید خلا عاطفی تان را برطرف کنید. این مسئولیت شما بوده و نمی توانید آن را بر گردن دیگری بیندازید. بهبود پیدا کردن پروسه ای آرام است.

در انتها می خواهیم دوباره اشاره کنیم که این روند آسان نیست. رها شدن تاثیری عمیق و ماندگار می گذارد. غلبه بر آن ممکن است طول کشیده و شاید مسیری باشد که نتوانید به تنهایی آن را بپیمایید از همین رو اگر حس می کنید این ترس تان مانع داشتن زندگی آرام و روابطی باثبات شده در کمک گرفتن از یک متخصص شک نکنید. شما شایسته این هستید که خودکفا و نترس باشید!

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید