چرا شکست خوردن برای رسیدن به موفقیت خوب است؟

0
115
چرا شکست خوردن برای رسیدن به موفقیت خوب است؟

چرا شکست خوردن برای رسیدن به موفقیت خوب است؟

شیرین‌ترین پیروزی آنی است که به سختی حاصل شده باشد، پیروزی‌ای که باعث شود شما به خاطر آن تا ته یک چیز بروید، با تمام ابزارها و امکاناتی که دارید مبارزه کنید، حاضر باشید به خاطر آن از یک سری چیزها بگذرید و تمام تلاشتان را برای رسیدن به آن انجام دهید. جامعه پاداشی به شکست نمی‌دهد و به خاطر همین هم هست که در کتب تاریخی بیشترحرف از پیروزی‌هاست تا شکست‌ها.

هرچند در این بین استثنائاتی هم وجود دارد و پیروزی‌هایی که با پله پله شکست ساخته شده‌اند هم مورد توجه قرار گرفته‌اند. مثلا ادیسون برای ساخت به یادماندنی‌ترین اختراعش یعنی لامپ، هزار بار تلاش کرد تا بالاخره توانست یک نمونهٔ موفقیت آمیز اولیه تولید کند. در همین باره یک خبرنگار از او سوال کرد: چه حسی دارد وقتی ۱۰۰۰ بار شکست بخوری؟ و او در جواب گفت:« لامپ اختراعی بود که برای ساخته شدنش ۱۰۰۰ مرحله راه بود.»

برخلاف ادیسون بسیاری ازما از شکست دوری می‌جوییم. در حقیقت ما آنقدر متمرکز بر شکست نخوردن هستیم که برای موفق شدن تلاش کافی را نمی‌کنیم و تمام تلاشمان بر این است که شکست نخوریم. در حقیقت ما برداشت اشتباهی از شکست و برداشتن قدم‌های اشتباه داریم.

شکست بهترین معلم ما در زندگی است

وقتی ما نگاهی نزدیک‌تر به متفکران بزرگ در طول تاریخ می‌اندازیم، متوجه میشویم که شکست خوردن برای آنها یک چیز عادی است، چراکه آنها شکست را به عنوان بخشی از راه رسیدن به موفقیت پذیرفته‌اند و از داروین و فروید گرفته تا متفکرین و مشاهیر معاصر، همه شکست را ابزاری قدرتمند برای رسیدن به موفقیت می‌دانند.

شکست و شکست خوردن هر دو معلم‌های بزرگی در زندگی هستند اما متاسفانه اکثر مردم این حقیقت را نمی‌پذیرند و به جای آن سعی می‌کنند با محافظه کاری پیش بروند و همان انتخاب‌های همیشگی را بارها و بارها کرده و تمام تلاششان را برای ریسک نکردن بکنند. عموم مردم بر این باورند که اگر بالا وپایینی در کار و زندگی‌شان نداشته باشند، هیچکس آنها را به خاطر شکست خوردن سرزنش نخواهد کرد و درواقع ترجیح می‌دهند که زندگی روتین و بی‌دردسری را دنبال کنند تا اینکه با شکست‌ها، خودشان را به چالش بکشند.

با این حال در دنیای امروز، خصوصا در زمینهٔ اقتصادی، کارمندانی هستند که دیگر از شکست خوردن خجالت نمی‌کشند و با آغوش باز از آن استقبال می‌کنند. طبق پژوهش‌های اخیر شرکت‌های بسیاری هم این سیاست را اتخاذ کرده‌اند و برای استخدام نیروی جدید به دنبال کسانی می‌گردند که هم سابقهٔ شکست داشته باشند و هم سابقهٔ موفقیت و بر این باورند که کسانی که می‌جنگند و مبارزه می‌کنند و در راه رسیدن به  اهدافشان از شکست نمی‌هراسند، تجربه و پشتکاری دارند که با هیچ چیزی قابل قیاس نیست.

سریع‌ترین راه برای رسیدن به موفقیت داشتن نگرش نترسیدن از شکست است

بسیاری از افراد و کمپانی‌های موفق هستند که غصهٔ شکست خوردنشان را نمی‌خورند، بلکه آن را به عنوان یکی از مراحل پیشرفت کار می‌پذیرند و از آن به عنوان ابزاری برای بدست آوردن دستاورهای بیشتر در آینده استفاده می‌کنند.

برای اینکه کاری از پیش ببریم و به موفقیت دلخواهمان برسیم باید ریسک کنیم، ایده‌هایی که جذاب ولی غیرمحتمل می‌رسند را امتحان کنیم و گاهی اوقات در لبهٔ تیغ حرکت کنیم. و در این بین مهم‌ترین نکته این است که از شکست و عواقب آن نهراسیم، بلکه سعی کنیم از آن برای درس گرفتن و اتخاذ عملکردی بهتر بهره ببریم.

مواردی که تا به اینجا گفته شد فقط برای اهداف گروهی صدق نمی‌کنند بلکه درمورد اهداف شخصی هم صادق می‌باشند. برای رسیدن به بهترین‌تان، برای صعود قله‌های موفقیت و برای ممکن کردن غیرممکن نباید از شکست بترسید. باید بزرگ فکر کنید و خودتان را هم به جلو هل دهید و همانطور که پیش از این هم عنوان شد باید شکست‌ را به عنوان گامی ضروری برای رسیدن به موفقیت بپذیرید.

در حقیقت برای رسیدن به اهداف ارزشمند باید ریسک کنید

خیلی ساده شرایط را بسنجید و ببینید که آن هدف ارزش ریسک کردن را دارد یا خیر و اگر ارزشش را داشت دیگر دست از نگرانی بردارید و ثابت قدم باشید. البته این را هم به خاطر داشته باشید که ریسک‌هایی که انجام می‌دهید نباید کورکورانه باشند، بلکه باید حساب شده باشند. دستیابی به هدف نیازمند آماده‌سازی، تمرین و داشتن آگاهی نسبت به توانایی‌ها و استعداد‌هایتان است.

یکی از بزرگترین راز‌های موفقیت این است که داخل محدودهٔ قدرت اما خارج از منطقهٔ امن خود فعالیت کنید

در این راه شاید شکست بخورید و شاید هم پیروز شوید و در واقع ماهیت ریسک کردن هم همین است. هرکدام که اتفاق بیوفتد، شما بیشتر راجع به قدرت‌ها و استعدادهایتان می‌آموزید و اراده‌تان را برای چالش بعدی تقویت می‌کنید. ریسک کردن بدین صورت شاید خطرناک بنظر برسد اما راه‌هایی برای کاهش ترس شما در این مسیر وجود دارند؛

حفظ یک نگرش مثبت

اولین راه این است که به طور آگاهانه نگرشی مثبت داشته باشید، اگر این حس را درون خودتان ایجاد کنید دیگر مهم نیست که با چه چیزی مواجه می‌شوید، چراکه شما می‌توانید درسهایی که از تجربهٔ آن رویارویی میگیرید را درک کرده و به حرکت رو به جلوی خود ادامه دهید. درست است که شاید ذاتا همهٔ‌ انسانها ذاتی مثبت نگر نداشته باشند، اما تصمیم گیری چیزی است که با آن می‌توانید عزم و ارادهٔ خودتان را تقویت کرده و درواقع اولین گام را بردارید.

خواندن یا گوش دادن به محتواهای انگیزشی

بعد از اینکه تصمیم گرفتید که نگرشی مثبت را در خود ایجاد کنید، برای ماندن در این مسیر می‌توانید به گوش دادن یا خواندن محتواهای انگیزشی روی بیاورید. امروزه هم که دسترسی به این چنین چیزها به لطف اینترنت بسیار آسان شده‌است.

شایان ذکر است که به عنوان یک مدیر گاهی لازم است  افرادی که تلاش کرده‌اند اما شکست  خورده‌اند را تشویق کنید تا دیگران متوجه شوند که تلاش کردن از شکست خوردن مهم‌تر است و حتی خود آن شخص هم با انگیزه‌ی بیشتری به کارش ادامه ‌دهد، چراکه می‌داند فرقی ندارد که شکست بخورد یا موفق شود، در هر صورت تلاش او در آن مجموعه ستودنی خواهد بود.

اگر شما مسیردرستی را طی کنید اما ریسک نکنید، یک نفر دیگر متوجه این نقطه ضعف در شما می‌شود و به جای شما ریسک می‌کند و آن گاه اینطور می‌شود که موفقیتی که می‌توانست نصیب شما شود، نصیب یک فرد زرنگی که ریسک کرده و ایده را از شما ربوده است می‌شود. پس هیچوقت شانس موفقیت را به خاطر ترس از شکست از خود نگیرید، چراکه خیلی‌ها منتظر چنین فرصت‌هایی نشسته‌اند.

در جمع بندی مطلب باید گفت که سعی کنید شکست را به عنوان مرحله‌ای از موفقیت بپذیرید، از آن درس بگیرید و قدرت و ارادهٔ‌خود را برای روبه رو شدن با شرایط تقویت کنید. از انجام ریسک‌های حساب شده هم نهراسید چراکه هر نتیجه‌ای که در بر داشته باشد، شما باز هم می‌توانید در جهت پیشبرد اهداف و سیر کاری خود از آن بهره ببرید.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید