موارد شش گانه ای که در جامعه مدرن امروزی بیش از حد بزرگنمایی شده اند

جامعه مدرن امروزی، چه ما از بودن در آن خرسند باشیم یا نباشیم ، بسیاری از برداشتهای ما را شکل می دهد. ما حتی متوجه نیستیم بسیاری از چیزهایی که دوست داریم و برای بدست آوردنشان در زندگی تلاش می کنیم ناشی از شرطی سازی های اجتماعی است. اما مشکل آن است که بسیاری از نیازهای روان شناختی ای که جامعه به ما تحمیل می کند بیش از حد بزرگنمایی شده اند. ما درگیر این توهمیم که تامین این نیازها ما را شاد و خوشحال می کند اما در واقعیت هیچ گاه احساس رضایت مندی نمی کنیم.. چرا؟ چون چشم انداز غلطی داریم. با هم نگاهی به برخی از این توهمات می ندازیم.

 

آیا تا به حال در دام دنبال کردن هر یک از موارد زیر تنها به سبب آنکه جامعه به شما القا کرده است افتاده اید؟

 

  • مدیریت

همه دوست دارند مدیر باشند. مدیریت یک نقش پویا است که که در ارتباط با قدرت، اعتماد به نفس و موفقیت می باشد. فرهنگ رایج مرتبا تصویر با شکوه یک مدیر را به خورد ما می دهد، ما تصویر مدیران را در تلویزیون و سینما می بینیم. این مردان شجاع دنیا را نجات می دهند و زنان با اراده رویاهایشان را به واقعیت تبدیل می کنند.  اما واقعیت آن است که همه ما قرار نیست مدیر باشیم. هر کسی برای هدفی در زندگی آفریده شده است. اگر شما علاقه یا نیازمندهای یک مدیر را برای  رهبری یک تیم ندارید، به این معنا نیست که در زندگی شکست خورده اید. بلکه به این معناست که ماموریت شما در زندگی در جای دیگری قرار دارد. شاید شما به دنیا آمده اید تا به دیگران تعلیم داده یا خانواده ای خوب تشکیل دهید. شاید ذهن علمی پویا یا خلاقیت زیادی دارید. لازمه هیچ کدام از این موارد  آن نیست که شما مدیر باشید.  روشهای زیادی برای پیدا کردن معنای زندگی و کار کردن در جهت هدفی والاتر وجود دارد. رهبری کردن دیگران یکی از این روشهاست. مدیر بودن یکی از ایده آلهایی است که در جامعه ما بیش از حد به آن بها داده شده است.

  • مالکیت داشتن

با آنکه کار کردن و تلاش برای تامین زندگی ایرادی ندارد اما جامعه ما در این زمینه بزرگنمایی کرده است. به نظر می رسد دستیابی به چیزهای بیشتر یکی از مهمترین دستاوردهای زندگی است که همه ما باید برای آن تلاش کنیم

 

برای ارتقاء شغلی سخت تلاش کنید تا بتوانید خانه ای بزرگتر بخرید. اکنون می توانید یک ماشین گران قیمت تر ، تعطیلات در یک هتل لوکس و لباس های مارک دار خریداری کنید

الگوی بالا الگوی آشنایی است که بسیاری از مردم بر اساس آن زندگی می کنند. با آنکه میل به داشتن راحتی در زندگی کاملا طبیعی است، اما آیا لباسهای مارکدار و تفریحات لوکس شما را شادتر می کند؟

چیزی که جامعه ی مادی ما نمیخواهد متوجه آن شویم آن است که شادی حقیقی در لذات ساده است.  اگر زندگی تان رضایت بخش نباشد مهم نیست هتل اقامتتان چند ستاره باشد یا لباستان چقدر گران قیمت باشد . مطالعات متعدد نشان می دهد که دارایی های مادی باعث خوشبختی شما نمی شود.

نیاز به داشتن چیزهای مختلف در زندگی میلی طبیعی برای مقایسه کردن خود با دیگران است. ما نمی خواهیم از اطرافیان خود کمتر موفق باشیم و جامعه از ناامنی های ما برای تشویق مان به صرف هزینه های غیرضروری استفاده می کند.

بنابراین وقتی همسالان خود را می بینیم که بیشتر از ما بدست آورده اند احساس شکست می کنیم و منتقد درونی مان در گوشمان زمزمه می کند که :

او همسن من است و برای خودش خانه دارد. آیا من از او کمترم؟

همه ما در چنین الگوهای فکری ای اسیر شده ایم. این تاثیر شرطی سازی های اجتماعی است. اما واقعیت آن است که تا زمانی که با شرارت درونی خود روبه رو نشوید، همچنان احساس شکست خواهید کرد. و هیچ مقدار دارایی شما را از توهم ناکافی بودن بیرون نمی آورد.

  • خوب بودن

خوب بودن یکی دیگر از مواردی است که در دنیای امروزی بزرگنمایی شده است. صمیمی بودن، گفتگوهای خودمانی و گفتن کلیشه های اجتماعی جزو مهمترین مهارتهای ارتباطی هستند که فرد میتواند داشته باشد. بدون این مهارتها، حرکت رو به جلو در زندگی دشوارتر است.  نکته کلیدی در این زمینه دیده شدن است. صمیمی بودن یا اهمیت دادن به دیگران مهم نیست، فقط خوب نشان دادن خود مهم است. شما ممکن است آدم خوبی به نظر برسید اما این بدان معنا نیست که فرد مهربانی هستید. مثلا ممکن است از همکارتان که گپ و گفتی دوستانه با او دارید متنفر باشید. از آنجایی جامعه ما علاقه وافری به تاکید کردن بر روی موضوعات سطحی دارد، به خوب بودن بیشتر از مهربان بودن بها می دهد. بنابراین تعجبی ندارد که افراد جامعه ما توسط چیزهایی چون انتخاب کلمات و زبان بدنی رنجیده می شوند. آنها از سن بسیار کم ریاکار بودن را می آموزند.  بسیاری از افراد صداقت را از دوستی ریاکارانه توهین آمیزتر می دانند.

  • معروف بودن

خواست معروف بودن بر پایه نیاز طبیعی ما به گرفتن تایید از جامعه است که در مورد تمام انسانهای روی زمین صدق می کند. ما در کودکی و نوجوانی به دنبال کسب تایید همسالانمان هستیم. میخواهیم در جمع های اجتماعی پذیرفته شویم و در نتیجه نهایت تلاشمان را می کنیم تا شبیه معروفترین اعضای گروه به نظر برسیم و عمل کنیم. اما به مدد شبکه های اجتماعی، این بازی به تمام رده های سنی سرایت کرده است. خواست لایک گرفتن، طاعون دنیای مدرن امروزی شده است. این رفتار در حالی که برای یک نوجوان بسیار طبیعی است، برای یک فرد بزرگسال آسیب رسان است و نتایج معکوسی به دنبال دارد.

دوران نوجوانی خود را به خاطر می آورید؟ در آن زمان همسن و سالهای معروف ما اعتماد به نفس بالایی داشتند. آنها شیک ترین لباسها را می پوشیدند و جالبترین سرگرمی ها و بهترین سلیقه را در انتخاب موسیقی داشتند. آنها با تمام بچه های مدرسه دوست بودند. و ما چه متوجه بودیم یا نه، به شدت در تلاش برای شبیه شدن به آنها بودیم.  اما مشکل آن است که ما با هم متفاوتیم. و تلاش کردن برای شبیه شدن به فردی دیگر بی نتیجه است. با این کار نه تنها وقت و انرژی خود را تلف می کنید بلکه از هدف اصلی خود در زندگی دور می شوید. واقعیت آن است که خواست ما برای دوست داشته شدن توسط همگان به جهت افزایش مصرف گرایی،  توسط جامعه امروزی ترویج می شود. اگر ما کاملا نسبت به معروف شدن در جمع اطرافیانمان بی تفاوت بودیم، دنباله روی الگوهای مد نبوده و وسایل بی مصرف را خریداری نمی کردیم.

 

افراد درونگرا بیش از سایرین با این موضوع در کشمکش هستند. در جامعه ما داشتن جمع دوستانه بزرگ و تلاش برای شناخته و معروف شدن طبیعی است. وقتی علاقه کمی به فعالیتهای گروهی و آشنایی با افراد جدید داشته باشید، ممکن است احساس کمبود کنید – زیرا از نظر شما این موضوعات بزرگنمایی شده و به اندازه کافی ثمرده نیستند.

 

  • مشغله داشتن و موفق بودن

داشتن پیشرفت شغلی هدف مهمی در زندگی است. اما برخی افراد هستند که علاقه ای به گرفتن ترفیع شغلی و درامد بیشتر ندارند زیرا این موضوعات سطحی به اندازه کافی آنها را راضی نمی کند. آنها معنای زندگی را در پدر و مادری خوب بودن، زندگی در هماهنگی با طبیعت، و یا مشارکت در کارهای خلاقه می دانند.  جامعه در این افراد احساس بی کفایت بودن ایجاد می کنند. رسیدن به موفقیت شغلی یکی از دستاوردهای کلیدی در زندگی تلقی می شود و بدون آن هر چیز دیگری کافی نیست.  تاکنون چند کتاب درباره بازدهی و مدیریت زمان نوشته شده است؟ به نظر می رسد مشغله داشتن ِتمام وقت نشانه ای از یک شخصیت توانمند و جاده ای یک طرفه به سمت موفقیت در زندگی است. اما آنچه فراموش می کنیم آن است که تعریف موفقیت برای هر کسی متفاوت است . درست مانند تعریف شادی یا عشق. ما درون قالبهای یکسانی که جامعه برایمان ساخته است جا نمی گیریم. و ضرورتا لازم نیست در رقابت سخت برای امرار معاش شرکت کنیم تا موفق شویم.

  • کامل بودن

خواست کامل بودن از نیاز ما برای معروف بودن و بهتر بودن از دیگران ناشی می شود. این خواست نیز یکی دیگر از حقه های روان شناختی است که توسط صنعت مد و زیبایی استفاده می شود و از حس عدم امنیت درونی ما ناشی می شود. چند نفر از ما از شکل ظاهری خود رضایت دارد؟ اکثر ما از قیافه خود انتقاد می کنیم و جامعه مصرف کننده از این عامل علیه ما استفاده می کند. ما صورتهای زیبای بی شماری را در صفحه اینستاگرام خود می بینیم که همگی با فتوشاپ، آرایش و جراحی  ایرادتشان را پوشانده اند. این صورتها به قدری بی نقصند که قابل تشخیص از چهره واقعی نیستند. چیزی که صنایع آرایشی و کلینیک های جراحی پلاستیک میخواهند ما فراموش کنیم آن است که نقایص ما باعث منحصربفرد شدنمان می شوند. اگر این نقایص را نداشتیم شبیه به مانکنهای داخل فروشگاه می شدیم. صورتها همگی زیبا اما در عین حال بی روح و شبیه به همند.

نیاز به بی عیب و نقص بودن به ظاهر فیزیکی محدود نمی شود. این موضوع به نیاز برای داشتن یک زندگی کامل، خانواده بی عیب و نقص و والدینی تمام عیار نیز کشیده شده است. شبکه های اجتماعی این نیاز روان شناختی ما را به شدت تحریک می کنند. گاهی اوقات به نظر می رسد مسابقه ای آنلاین برای پیدا کردن کسی که بهترین زندگی را دارد، برپا شده است. اما نکته ناراحت کننده آن است که در اکثر مواقع آن پستهای بسیار زیبا در شبکه های اجتماعی تقلبی هستند.

چه مشکلی در رابطه با عزت نفس باعث می شود فردی تصمیم بگیرد عکسهای رویایی از خود در شبکه های اجتماعی چاپ کند؟ میل به کامل بودن و خودبزرگ بینی است که افراد متزلزل را وا میدارد تا دنبال ایده آلهای کاذب بروند.

 

خودتان مهمید نه آنچه جامعه به شما القا می کند

 

شما نمیتوانید خود را به طور کامل از جامعه منفک کنید اما میتوانید مطمئن شوید که شما را تبدیل به فرد دیگری نمی کند. تنها کاری که لازم است انجام دهید آن است که به واکنش های خود گوش کنید. منِ درونی شما حاضر است و به شدت در تلاش است تا از طریق تردیدهای مبهم و احساسات غیرقابل توضیح با شما ارتباط برقرار کند. معمولا وقتی مسیر غلطی را در زندگی دنبال می کنیم، احساس کسلی و غمگینی می کنیم. به خاطر داشته باشید که بسیاری از چیزهایی که جامعه از شما میخواهد دنبال کنید بزرگنمایی شده و باعث ایجاد حس شادی و رضایت مندی واقعی در شما نمی شود.

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید