همه ما توسط رشته ای از حوادث به ظاهر تصادفی به هم متصلیم

حادثه ی اتفاقی در زندگی وجود ندارد، هیچ چیز شانسی نیست. هر تصادف معنایی دارد. از بسیاری از جهات، ما به هم مرتبطیم.

وقتی آگاهی خود را گسترش می دهید،  هدف بزرگتری را که در پس رویدادهای به ظاهر تصادفی وجود دارند، میبینید. – دیپاک چوپرا

آیا تا به حال پیش آمده که به شخصی که مدتی است ندیده اید فکر کنید و سپس ناگهان با او روبه رو شوید؟ یا او ناگهان با شما تماس بگیرد؟

ما همگی به یک نیروی کیهانی واحد متصلیم

برخی از ما این موضوع را بیشتر از دیگران احساس می کنیم، و شواهد زیادی در حوزه فیزیک کوانتوم وجود دارد که نشان می دهد خرافات نیست.  اما بیشتر ما فکر می کنیم مغزمان این نمایش را اجرا و ما را وادار می کند که فکر کنیم احساس مان واقعی است.

وقتی آرام می نشینیم و به قلبمان اجازه می دهیم که بیشتر صحبت کرده و ذهنمان را ساکت کند، این مفهوم را احساس، تجربه و ادراک می کنیم. زیرا وقتی آرام هستیم،ندای شهودی مان را می شنویم. نیروی شهودی در واقع باید در زندگی ما غالب باشد زیرا میداند چه چیزی به صلاح ماست و چه چیزی به صلاح ما نیست. وقتی به نیروی شهودی اجازه می دهیم تا هدایتگر ما باشد، کمتر گمراه می شویم ، انتخاب های بد کمتری خواهیم داشت و وقت مان را برای فکر کردن به ایده هایی که به درد ما نمیخورند، هدر نمیدهیم.

برای اینکه بدانیم در زمان فکر کردن به یک شخص در سطوح زیر اتمی چه اتفاقی در درونمان می افتد، ابتدای باید شکاف بین جهان اکبر و جهان اصغر را پر کنیم.

این اتفاق در درون ما به طور خودکار می افتد. هر بار که فکری به ذهنمان می رسد، مغزمان فرکانسی از خودش ساطع می کند. با داشتن احساسات کافی، تکانه لازم برای جذب هر آنچه که بر آن متمرکز هستیم را ثبت می کنیم.

بنابراین اگر افکار، احساسات و انرژی دارای ارتعاش باشند،  هر چیزی که در ارتباط با افکار، احساسات، ادراک و تجربه است، ارتعاش دارد و حقیقت خود یک تعبیر ارتعاشی است.  این گونه ما همگی به هم متصلیم.

 

انرژی همیشه جاری است

درختان هیچ گاه از رشد کردن متوقف نمیشوند و فصلها همیشه در حال تغییرند. روز تبدیل به شب  و شب تبدیل به روز می شود. ما در دنیای همیشه در حال تغییری قرار داریم. تغییر دائمی است. وقتی در مسیر تغییر قرار میگیریم، و تلاش می کنیم جلوی تغییر را بگیریم، موقعیت های فوق العاده ای که زندگی به ما هدیه می دهد را از دست میدهیم. سپس گرفتار می شویم. اتفاقات دیگری شروع به افتادن می کنند، که برخی از آنها خوب به نظر نمیرسند زیرا استرس زا هستند.

در واقع این کاملا عادی است زیرا ما در دنیایی بسیار بسیار شلوغ زندگی می کنیم بدون آنکه لحظه ای را در سکوت بگذرانیم. سکوت… طلاست. باید سکوت را همراه با نیروهای انرژی زای دیگری که نشان می دهند ما با انرژی های اطراف خود در ارتباطیم،  وارد وجود خود کنیم.

اگر نسبت به افکار یا احساسات خود آگاه نباشیم، یا اگر به نشانه هایی که ما را به سمت تصمیمات عاقلانه و قدرتمند راهنمایی می کنند توجه نکنیم، فرصت های خارق العاده ای را که زندگی بارها و بارها به ما می دهد، نخواهیم دید.

همه چیز زیباست

ما اغلب اوقات نیروی شهودی خود را نادیده میگیریم. گاهی احساس می کنیم چیزی سرجایش نیست، اما به آن توجهی نمی کنیم زیرا کاملا مطمئن نیستیم که چیست یا نمیتوانیم متوجه آن شویم.

دیری نمیپاید که زنجیره ای واکنشی از وقایع اتفاق می افتند و به جایی می رسیم که می گوییم : « آه برای همین بود» و طوری سر تکان می دهیم گویی که از ابتدا می دانستیم چه اتفاقی در حال رخ دادن بوده است.

انسانهایی هستند که میدانند چه اتفاقی برای خودشان و دیگران در حال رخ دادن است. آنها بدان دلیل میدانند زیرا سکوت را تمرین می کنند. آنها بدون عوامل حواس پرتی متعدد زندگی می کنند. مرتبا با پای برهنه روی زمین و دل جنگل راه می روند تا بتوانند آن قسمتهایی از بدنشان را که به آنها در اتصال به نیروی شهودی شان کمک می کند، تغذیه کنند. و نکته مهم آن است که شما نیز میتوانید به آن قدرت دست پیدا کنید. اینکه میتوانید زندگی ای را شروع کنید که با نیروهای کیهانی در جریان است و بارها و بارها به ما اثبات می کند که چقدر قدرتمند هستیم.

اما ما معمولا به خودمان شک می کنیم یا زندگی مان را پر از موارد غیرضروری می کنیم زیرا دایما حال ” خوشی” نداریم. سپس در نهایت توازن مان را از دست می دهیم و همانطور که آناییز نین به زیبایی می گوید:

ما همه چیز را همانطور که هستند نمی بینیم، آن طور که هستیم می بینیم.

هر چیزی که در مورد دیگران یا زندگی یا کار قضاوت می کنیم چیزی است که نمیخواهیم با آن روبه رو شویم. آنچه که نادیده می گیریم دقیقا همان چیزی است که باید روی آن تمرکز کنیم.

عکس آن نیز صادق است. وقتی قضاوتمان می کنند و کسی حرفی به شما می زند – موضوع شما نیستید. موضوع آنها و محدودیتها و ناامنی های خودشان است.

آگاهی تان را افزایش دهید

آگاهانه تر و سنجیده تر زندگی کنید. شکرگزار نعمتهایی چون سلامتی، روابط و کارتان باشید. با انجام این کار، تمرکزتان را از روی افکار به لحظه حال که اتفاقات جادویی همیشه در آن می افتند، قرار  دهید.

زمانی که با تمرکز کامل بر زمان حال و به دور از هر گونه قضاوت کردن، به خودتان آگاه می شوید، حقیقتا میتوانید در لحظه زندگی کنید.

سپس زندگی را تجربه خواهید کرد زیرا واقعا در آن هستید. در لحظه حال هستید و در گذشته یا آینده گرفتار نشده اید.

یادتان باشد: شانس یا اتفاق تصادفی  وجود ندارد. با این حال با قرار گرفتن بر سر راه دریافت بزرگترین مواهب زندگی به بدترین دشمن خود تبدیل می شوید زیرا نشانه ها را نادیده می گیرید. تنها زمانی نشانه ها را می بینید که چشمانتان کاملا باز باشند، زمانی که متمرکز هستید و زمانی را برای در سکوت نشستن کنار می گذارید.

وقتی ذهنتان را در گذشته یا آینده گرفتار می بینید، آن را به زمان حال بازگردانید.

نفس عمیق بکشید و اتفاقات اطرافتان را جذب کنید. همیشه احساسات خود را بررسی کنید. ذهنتان را باز نگه دارید و سپاسگزار تمام آموخته ها و تجربیات خود باشید.

زیرا اگر از سرعت خود کم نکنید  متوجه نمیشوید که نیروی شهودی تان چه چیزی به شما می گوید. در این لحظه است که حقیقت زندگی را خواهید دید. این گونه است که همه ما به هم متصل هستیم.

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید