چرا به دنبال افراد سمی رفتن را دوست داریم؟

0
34
چرا به دنبال افراد سمی رفتن را دوست داریم؟

چرا به دنبال افراد سمی رفتن را دوست داریم؟

وقتی عزت نفس مان را در دستان کسانی قرار می دهیم که از کنترل کردن ما لذت برده و قدرت شان را بر ما اعمال می کنند، در انتها ممکن است حس کنیم که دوباره عزت نفس مان را بازپس می خواهیم. این موضوع نشانه ای از احترام نگذاشتن فرد به خود است. تصوری که ما از خودمان داریم نباید تحت تاثیر تفکر دیگران باشد. در اصل نباید عشقی که دارای شرط و شروط بوده و پر از ترد شدن و بد رفتاری است را بپذیریم. ما وقتی به دنبال آدم های سمی می رویم که خودمان را دوست نداشته و برای خودمان احترام قائل نیستیم.

عشق واقعی یعنی تمایلی اجتناب ناپذیر برای کمک به دیگران و نشان دادن اعتبارمان. دنبال کردن افراد سمی یعنی رها کردن خودمان به منظور پیدا کردن دیگری. اساسا در این شرایط فراموش می کنیم که هستیم و تنها به فکر دیگران هستیم.

وقتی در رابطه ای هستیم و متوجه می شویم شریک زندگی مان برایش مهم نیست که به ما صدمه بزند، در اصل متوجه می شویم که او آنقدر که ما انتظار داریم برایمان اهمیت قائل نیست. این اتفاق به این دلیل می افتد که عشق چشم های ما را کور می کند. ما به نقطه ای می رسیم که حواس مان نیست که با آدمی سمی در رابطه هستیم، با کسی که حاضر است برای منفعت خودش از ما سوء استفاده کند.

لزومی ندارد که سراغ افراد سمی بروید

عشق که واقعی باشد، فرد قلبا به دیگری اهمیت می دهد. این موضوع بدان معنا نیست که اگر اهمیت دادن دو طرفه نیست نباید اهمیت بدهیم چرا که دو طرفه بودن مهم است. اگر متوجه شویم که شریک مان مدام به ما صدمه می زند، هیچ راهی به جز متوقف کردن این قضیه وجود ندارد.

اگر شریک زندگی تان مدام با شما بد رفتاری می کند، باید از خودتان سوال کنید که آیا این شخص واقعا برای تان خوب است؟ چرا باید با کسی باشید که حس خوبی به شما نمی دهد؟ اگر با صداقت به این سوال پاسخ دهید متوجه می شوید که آیا می خواهید تا همیشه با آن فرد بمانید یا خیر.

خودتان را درگیر آدم های سمی نکنید. بهتر است تنها باشید و خودتان را دوست داشته باشید تا اینکه دور و برتان را کسانی بگیرند که باعث می شوند از خودتان متنفر باشید. رابین ویلیامز

خداحافظی کردن با کسی که دوستش داریم ممکن است دردناک باشد، حتی وقتی فرد برای ما خوب نیست. این موضوع طبیعی است. وقتی متوجه شوید که دیگر نمی توانید دست های شریک تان را بگیرید طبیعی است که احساسات درهم و همینطور حس درد داشته باشید. با این حال این حرکت تان ممکن است به سودتان بوده و شما را نجات دهد. چرا که جدا شدن از انسان های سمی قدمی در مسیر رسیدن به شادی است.

کنار آمدن با افراد مسموم دشوار است، آن ها با ذهن مان بازی می کنند و ما را در دریای شک و تردیدها می اندازند. وقتی شریک مان بی وقفه به ما صدمه می زند، ممکن است حس کنیم که حتی دیگر خودمان را نمی شناسیم. بد رفتاری با ما عادی و طبیعی می شود و این چیزی است که هرگز نباید بگذاریم اتفاق بیوفتد. ما تنها کسی هستیم که می توانیم مرحمی بر دردهای عاطفی مان بگذاریم. فراموش نکنید که عشق ورزیدن به دیگری با عشق ورزیدن به خودمان آغاز می شود.

وسواس، ترس از تنها بودن، امید یا از خود گذشتگی؟

به یاد داشته باشید که روابط همیشه ی خدا تمام می شوند. شاید در ابتدای کار دشوار باشد، اما تنها راه غلبه بر درد جدایی، پذیرفتن این حقیقت است که رابطه دیگر به پایان رسیده. در غیراین صورت مدیریت شرایط به طور درست برایتان غیرممکن شده و دردتان به وسواس، ترس، امید یا از خود گذشتگی تبدیل می شود.

برخی از روانشناسان ادعا کرده اند که دل شکستگی می تواند دردناک تر از سوگواری باشد. طبق این نظریه، سوگواری در نهایت به پذیرفتن حقیقت ختم می  شود اما وقتی یک طرف رابطه نتواند پذیرای جدایی باشد، درد ممکن است به نقطه ای برسد که هرگز بهبود پیدا نکند.

وسواس، ترس بیش از حد از تنها بودن، و از خود گذشتگی نشان می دهند که شما طرف مقابل را پرستش کرده ولی خودتان را دوست ندارید.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید