چگونه از ذهن ناخودآگاه خود استفاده کنیم

همه ما در برهه ای از  زندگی خود عبارت « قدرت ذهن » را شنیده ایم. چیزی که اکثر افراد متوجه آن نمی شوند آن است که این قدرت در ذهن ناخودآگاه ما نهفته است. وقتی متوجه شویم که ذهن ناخودآگاه ما منبع قدرت بی پایان است آنگاه میتوانیم زندگی خود را در مسیری که میخواهیم هدایت کنیم. با یادگیری و بکارگیری قوانین بخصوصی که قدرت ذهن ناخودآگاه ما را کنترل می کنند می توانیم تغییرات سودمندی را در زندگی مان ایجاد کنیم.

افکاری که دائما خلق می کنیم در طول زمان حوادث دنیای بیرونی ما را رقم می زنند. وقتی با نحوه عملکرد مغز و اینکه چطور می توانیم برای بهبودی شرایط روی ذهن ناخودآگاهمان تاثیر بگذاریم ، آشنا شویم افکارمان را به گونه ای خلق می کنیم که مثبت تر شده و  در نتیجه اعتماد به نفس بیشتری پیدا میکنیم.

ناخودآگاه ما چطور عمل می کند

ما از طریق ذهن با هر چیزی در زندگی مان ارتباط برقرار می کنیم. ذهن از اندام فیزیکیِ مغز جداست. مغز اندامی مانند ریه یا قلب است. اما ذهن با مغز یکی نیست. ذهن کانال ارتباطی مابین فرایند تفکر آگاهانه و هوشمندی بی نهایت است و به عنوان حس ششم یا دروازه ای به سمت هوش بی نهایت  عمل می کند.

ذهن ایستگاه فرستنده و دریافت کننده است و ارتعاشات فکری را صادر و جمع آوری می کند. از طریق تکرار یک فکر، قصد یا خواسته میتوان با  هوش بی نهایت ارتباط برقرار کرد. ذهن ما شبیه به یک باغچه است. ما هر بذری که در باغچه ذهنمان بکاریم همان میوه را می دهد.

ذهن ناخودآگاه مانند کامپیوتر است. تنها کاری را که برنامه ریزی شده انجام می دهد. ما در طول سالها در نتیجه افکار و اعمال تکراری مان ، به طور ناخودآگاه خود را برنامه ریزی می کنیم. در نتیجه اگر افکار و اعمال ما در طول زمان منفی و برای سلامتمان مضر باشند، تصمیماتی که میگیریم و رفتاری که از خود نشان می دهیم ناخوشایند خواهد بود. به زبان ساده، ذهن ناخودآگاه ما مسئول است. اوست که میداند چطور رانندگی کرده و بند کفشهایمان را ببندد. ذهن ناخودآگاه به ذهن خودآگاه ما دستور می دهد که چه کاری انجام دهد. هر کاری را که از روی عادت هر روز به ذهن ناخودآگاه خود القا می کنید سرانجام در زندگی واقعی تان تجربه می کنید. « آنچه در درون است، در بیرون نیز هست »

 

خودآگاهی در برابر ناخودآگاهی

ذهن خودآگاه و ناخودآگاه همیشه بایکدیگر در حال تعاملند. والاترین عملکرد ذهن خودآگاه شما قدرت منطق است. ذهن خودآگاه جهان را بواسطه پنج حس فیزیکی اش تعبیر می کند. با این ذهن است که با محیط اطرافتان ارتباط برقرار می کنید. ذهن ناخودآگاه از ذهن خودآگاه تبعیت می کند. ذهن خودآگاه  عملکردهای آگاهانه شما را کنترل می کند. ذهن ناخودآگاهتان تمامی فرایندهای حیاتی و عملکرد بدنتان را کنترل می کند و هیچ گاه از فعالیت نمی ایستد. قدرت ذهن ناخودآگاه از تصور، حافظه و تایید ناشی می شود. او هر آنچه را که از ذهن خودآگاه ادراک کند ، متجلی می کند.

ذهن ناخودآگاه همیشه  پیشنهادات را می پذیرد. مقایسه نمی کند. ذهن خودآگاه مقایسه می کند. ذهن ناخودآگاه هر آن چیزی که از سمت ذهن خودآگاه به سمتش می رسد را درست قلمداد می کند. زیرا آگاهی نداشته و قضاوت نمی کند. ذهن ناخودآگاه به سیگنالهای احساسی فرستاده شده از جانب ذهن خودآگاه واکنش نشان می دهد. ذهن ناخودآگاه مقر عادات ماست بنابراین اگر ما از برخی عناصر زندگی خود راضی نیستیم با تغییر افکارمان میتوانیم عاداتمان را تغییر دهیم.

در نتیجه تا زمانی که با افکار مثبت ذهن ناخودآگاهتان را تغذیه کنید، با شکوفاسازی آن افکار آگاهانه ، واکنش نشان می دهد. اینکه که هستیم و چه کاری انجام می دهیم نتیجه ی برایند برنامه های موجود در ذهن ناخودآگاهمان است. این برنامه ها، افکار و خود – جهت دهی ها، هر روز به طور ناخودآگاه به سمت زندگی ما جذب میشوند. مغز این برنامه ها را اجرا می کند زیرا چنین برنامه ریزی شده است.

مغز ما از دستورات پیروی می کند و مسیری را می پیماید که برای او آماده شده است. ذهن ناخودآگاه اهمیتی نمیدهد که آیا این مسیر خوب است یا بد. او هر فکری که توسط ذهن خودآگاه او را تغذیه کرده می پذیرد و باور می کند. وظیفه او پیگیری و اجرای برنامه هایی است که به او داده ایم. همان افکاری که به خوردش داده ایم.

ذهن ناخودآگاه ما و واقعیت

ذهن ناخودآگاه واکنش گراست و در نتیجه به ماهیت افکار ما و به خواسته های فرعی ای که با احساسات ما ترکیب شده اند واکنش می دهد. به همین دلیل داشتن افکار مثبت و سازنده اهمیت دارد. ما کنترل کاملی بر روی ذهن ناخودآگاهمان نداریم اما میتوانیم آگاهانه آن را کنترل کنیم تا به افکاری پاسخ دهد که میخواهیم تجلی آن را در واقعیت ببینیم. افکار ما عاداتمان را کنترل می کنند و ما روی افکارمان کنترل داریم. نکته ای که به خاطر سپردن آن به شدت اهمیت دارد آن است که ذهن ناخودآگاه ما تا زمانی که در فرایند تفکر خود تغییری ایجاد نکنیم عادات ناخواسته ما را تکرار می کند. کیفیت زندگی ما بازتابی از افکاری است که خلق می کنیم و اعمالی که می پذیریم یا تحمل می کنیم. اکثر افراد بدون آگاهی از قدرت افکارشان و بدون آگاهی از اینکه میتوانند زندگی شان را با قدرت افکارشان تغییر دهند، زندگی می کنند. متاسفانه در تمام مدارس و دانشگاهها و در تمام مکانهایی که درآنها شانسی برای کسب مهارت داریم، به ندرت این نکته را که میتوانیم با استفاده از قدرت عظیم ذهن خود به خواسته  هایمان برسیم، آموزش می دهند.

ما تنها موجوداتی در روی زمین هستیم که  میتوانیم ذهنمان را به سمت هر هدفی که انتخاب میکنیم، جهت دهی کنیم. ما قدرت کنترل سرنوشت خود یا بی توجهی به آن و ادامه زندگی بی هدف خود را داریم. چه شما این موضوع را باور کنید یا نه افکاری که به ذهن ناخودآگاهتان القا کرده اید، حقیقتی که اکنون با آن روبه رو هستید را خلق کرده اند.

اگر ذهن ناخودآگاه شما با افکار ترس، نگرانی، فقر یا ضعف پر شده باشد، این افکار را حقیقی تلقی می کند و روز و شب کار می کند تا شرایطی را خلق کند که مرتبط با افکارتان است. به زبان ساده – اگر از بعضی عناصر زندگی خود راضی نیستید، با تغییر افکارتان می توانید عاداتتان را تغییر دهید.

چگونه از قدرت ذهن ناخودآگاهمان استفاده کنیم؟

پس راه حل تغییر شرایط در زندگی چیست؟ پاسخ کوتاه آن است که اگر مرتبا ذهن خود را با آرامش و افکار مثبت پر کنید، شرایط شما بهتر می شود. تنها به کمی زمان و تلاش برای ایجاد ذهنیتی صحیح نیاز است و با گذشت زمان همه چیز سر جای خودش قرار میگیرد.

نکته کلیدی که باید آن را به خاطر داشت آن است که ذهن ناخودآگاه به جهت دستیابی به نتایج دلخواه باید تحت تاثیر ذهن خودآگاه قرار بگیرد. ما با تکرار مجدد اینکه میخواهیم بهتر شویم باید ذهن ناخودآگاه خود را به کار در جهتی مثبت واداریم. این عملیات پس از آنکه متوجه تغییرات مثبت و کوچکی در زندگی خود شدید، به شکل خودکار انجام خواهد شد. از آنجا که زندگی بیرونی ما بازتابی از افکار درونی ماست، باید قبل از آنکه شاهد بهبودی در زندگی خارجی خود باشیم افکارمان را تغییر دهیم.

با تمرکز کردن بر روی افکار جدید و ارتقا یافته، کنترل شرایط را باز می یابیم زیرا اکنون افکارمان را با اختیار خود انتخاب می کنیم. هر آنچه که ذهن ادراک کند، بدست می آورد. اگر باوری محکم درباره قدرت ذهن ناخودآگاه خود خلق کنیم، موقعیتهای بیشماری برای خود بوجود می آوریم. ما با انتشار افکار منفی دنیا را به شکل منفی فعال کرده و نتایج منفی را جذب می کنیم. از طرف دیگر با انتشار افکار مثبت نتایج مثبتی را فرا می خوانیم

افکار مثبت = نتایج مثبت

افکار منفی = نتایج منفی

ما با تلاش برای حذف افکار منفی از زندگی خود، کم کم شاهد بهبود آن می شویم. ممکن است در ابتدا برایمان سخت باشد به همین منظور باید بدون آنکه اجازه دهیم عاملی سد راهمان شود، به کار خود ادامه دهیم. برای آنکه این تکنیک با بالاترین قدرت خودش جواب دهد، باید ذهن خود را از افکار منفی دور و آن را با افکار مثبت فعال کنیم. زیرا زندگی بیرونی ما بازتابی از افکار درونی ماست . ما باید ابتدا افکارمان را تغییر دهیم تا بتوانیم عناصر زندگی بیرونی مان را عوض کنیم. برای حرکت در مسیر درست، روشهایی مختلفی برای استفاده وجود دارد. با هم به چند روش نگاهی می اندازیم.

  • غلبه کردن بر ترس

در مجامع تخصصی چنین گفته می شود که ترس بدترین دشمن انسان است. ترس انسانها را مریض می کند، جلوی صحبت آنها را می گیرد و اجازه نمی دهد از موقعیتهای خود استفاده کنند. ترس قدرتمندترین احساس منفی است. اگر به ترس اجازه دهید تا برای شما تصمیم بگیرد، توانایی شما را برای رسیدن به آنچه که میخواهید، نابود می کند. ممکن است حتی از وجود ترس در اعماق لایه های ناخودآگاه خود خبر نداشته باشید.

برای درمان ترس، باید فعال شوید. باید خود را با ترستان روبه رو کنید. یکی از مواردی که ترس را درمان می کند عملکرد مستقیم است. افرادی که اعتماد به نفس دارند از طریق روبه رو شدن مکرر با ترسهایشان این اعتماد را بدست آورده اند. ممکن است فکر کنید گفتن این حرفها آسان است. واقعیت آن است که روبه رو شدن با ترس بهترین کاری است که میتوان انجام داد. مثل زمانی که دوچرخه سواری کردن را آموختید. برای تسلط پیدا کردن بر دوچرخه کمی به زمان احتیاج دارید اما زمانی که بر آن مسلط شدید مانند راه رفتن در خیابان برایتان آسان می شود.

ترس، فکری منفی است. چیزهایی که از آنها می ترسیم تنها در ذهن ما وجود دارند و ما مرتبا با به خاطر آوردن آنها می ترسیم. عشق ترس را دور می کند. بهترین ها را انتظار داشته باشید تا بهترین ها نصیبتان شود. اگر با ترسهایتان روبه رو شوید آنها را شکست می دهید.

  • شکست خوردن

در واقع چیزی به اسم شکست وجود ندارد. این واژه برای نشان دادن نوعی کمبود بوجود آمده است. توماس ادیسون قبل از آنکه لامپی را با موفقیت آزمایش کند صدها بار شکست خورده بود. چیزی که شما آن را به شکست تعبیر می کنید غالب اوقات آزمونی است که از کائنات برای آزمودن توان شما در حل آن و سنجیدن این موضوع  ترتیب داده شده تا میزان جدیت شما را در پشت سر گذاشتن چالشهای پیش رو بسنجد. هیچ گاه خود را بازنده تصور نکنید زیرا ذهن همیشه هر تصویری که بسازد کامل می کند. شکست تنها زمانی شکست محسوب می شود که شما آن را بپذیرید

  • دیدگاه

وقتی دیدگاههای مثبت و سازنده داشته باشیم ، شادی و موفقیت به طور خودکار راهشان را به سمت زندگی ما پیدا می کنند زیرا این دیدگاهها نتایجی که بدست می آوریم را تعیین می کنند. وقتی افکار منفی و مخرب را از ذهنمان پاک کنیم الگوهای جدیدی از افکار مثبت می سازیم. مهم است به خاطر داشته باشید که دیدگاه شما نسبت به خودتان بسیار مهم است. اگر خودتان را دوست نداشته باشید سخت میتوانید دیگران را دوست داشته باشید

اگر بتوانید دیدگاهتان را در زندگی تغییر دهید هر چیزی را میتوانید تغییر دهید. افرادی که کنترل بر نفس را تمرین می کنند میدانند که تغییرات ایجاد شده در شرایط در ارتباط مستقیم با تغییر وضعیت ذهنی شان بوده است. شما میتوانید از طریق فرایند ساده تغییر دیدگاه ذهنی، هر الگویی که می خواهید در زندگی ترسیم کنید. تفاوت مابین فرد موفق و فرد ناموفق به دیدگاه آن دو بستگی دارد. افراد ناموفق همیشه بهانه دارند و به دنبال دلایلی برای پیش نرفتن امور می روند .آینده ما توسط رخدادهای بیرونی که کنترلی بر روی آنها نداریم مشخص نشده است.

آنها توسط دیدگاه ذهنی ما که بر روی آنها کنترل داریم مشخص می شوند. به بیان دیگر با دیدن خیر در تجربیات بد،  بذری می کاریم که تبدیل به عاملی سودمند می شود. در هر تجربه بد ، بذر عاملی خیر وجود دارد. وقتی با دیدگاهی مثبت زندگی کنید، ذهن ناخودآگاهتان روشهایی برای مثبت کردن زندگی تان پیدا می کند.

چگونه دیدگاه ذهنی مثبت خلق کنیم؟

  • با افراد مثبت معاشرت کنید
  • ذهن تان را مثبت کنید
  • بدانید که قدرت انتخاب دارید و میتوانید به شکلی مثبت زندگی کنید و خواستی سوزان برای رسیدن به اهدافتان در خود ایجاد کنید
  • مرتبا ذهن خود را با دستورالعملهای مثبت تغذیه کنید تا زمانی که تجربیاتی مثبت را برایتان متجلی کند

دیدگاه ذهنی مثبت

نگرش ذهنی مثبت حاصل تجمع باورها ، خواسته ها و اعمال مثبتی است که به ایمان تبدیل شده اند. برای حفظ دیدگاه ذهنی مثبت تنها کاری که لازم است مشغول نگه داشتن ذهن با خواسته های خود در زندگی و حذف افکاری است که نمی خواهیم. با آنکه درکش ممکن است دشوار باشد، ذهن ما توانایی خلق چیزی که در زندگی بیشتر از همه به آن فکر می کنیم را دارد. با داشتن دیدگاه ذهنی مثبت روی حل مشکلاتی که توان حل آنها را داریم کار می کنیم و هم زمان به مشکلاتی که توان کنترل آنها را نداریم اجازه نمی دهیم تا روی دیدگاههای ما چه منفی و چه مثبت تاثیرگذار باشند.

این دیدگاه را در خود تقویت کنید تا در هر شری، خیری را ببینید. ممکن است این بذر کوچک باشد و فکر کنید توجه کردن به آن اهمیتی ندارد. درخت تنومند پارک نیز در ابتدا از بذری کوچک سر بر آورده است. افکار، مانند بذرها، رشد می کنند. در زیر به حوزه های مهمی اشاره می کنیم که مطالعه بر روی آنها به شما در داشتن زندگی آرام تر و با برکت تر کمک می کنند:

  • ایمان

ایمان وعده تحقق آرزوها و نادیدنی هاست. چنین گفته می شود که ذهنی که ایمان دارد با بعدی فراتر از بعد فیزیکی خود منطبق است. ذهن ناخودآگاه شما به ایمان و پذیرش ذهن خودآگاهتان پاسخ می دهد . با اعتماد به نفس مطرح کردن هر خواسته ای و ایمان داشتن به ذهن ناخودآگاه خود،  پاسخی که به آن نیاز دارید را بدست می آورید. با ایمان داشتن میتوانیم قدرت مطلق هوش بی نهایت را دریافت کنیم. ما باید ایمان و ذهنیتی صحیح داشته باشیم. ایمان به بخشی ناگسستنی از شخصیت و کاراکتر ما تبدیل می شود.

تصویر سازی و تخیل

نحوه تعامل ما با زندگی از نظر ذهنی به اتفاقاتی که در زندگی مان می افتند رنگ و بویی متفاوت می دهد. این اشکال فکری در نهایت هر اتفاقی که برایمان می افتد را به سمتمان جذب می کنند.

با تصویرسازی میتوانیم برنامه ای که ما را در مسیر غلطی هدایت کرده با مفاهیم مثبت و سازنده جایگزین کنیم و در نتیجه آنچه خلق می کنیم را تغییر دهیم. اگر ترسهای تراوش شده ذهنی مان را تجسم کنیم، با گذشت زمان متجلی می شوند. اگر خودمان را به جای بازنده، برنده و موفق ببینیم هیچ شکی نیست که به اهدافمان می رسیم.

به هنگام تصویرسازی ذهنی خودمان را در شرایطی تجسم می کنیم که هنوز اتفاق نیافتاده اما ما هر بار یک گام به آن نزدیکتر می شویم. بعد از اینکه این تصویر را بارها و بارها تخیل کردید نتایج آن را می بینید. موفقیت شما مانند هر موضوع دیگری به مقدار تمرکزی که روی آن می گذارید بستگی دارد. قبل از انجام هر کاری باید آن را در ذهنمان ببینیم. در آن مرحله خلاقیت درونی ما غالب می شود. با تجسم ذهنی نتایج نهایی دلخواه برای رسیدن به آن مجبوریم ، به طور خودکار از افکار مثبت استفاده کنیم.  ذهن ناخودآگاه ما بین تصویر یک رویداد و رویداد واقعی نمیتواند تفکیک قائل شود. در اینجاست که میتوان از تخیل به شکل موفقیت آمیزی برای باور هر آنچه که میخواهیم باور کنیم استفاده کرد. با داشتن تصویری از شرایطی که میخواهید تجربه کنید و با ایمان داشتن به تصویر ذهنی و کار بر روی آن میتوانید اشکال فکری خود را متجلی کنید.

  • گفتگوی درونی

ما با خودمان صحبت می کنیم، چه نسبت به آن آگاه باشیم یا نه. روانشناسان واژه گفتگوی درونی را برای بیان روشهایی که از آن برای ارتباط با جهان استفاده می کنیم،   بکار می برند. در اکثر مواقع ما از اینکه با خودمان صحبت می کنیم آگاه نیستیم زیرا تبدیل به روندی خودکار در ما شده است.

با گوش دادن به گفتگوی درونی خود، میتوانیم درکی از اتفاقات درونی مان بدست آوریم. با آگاه شدن از صداها و کلماتی که در شرایط مختلف استفاده می کنیم، میتوانیم افکارمان را به شکلی هم راستا کنیم تا به شکلی مثبت تر با خودمان ارتباط برقرار کنیم.از طریق گفتگوی درونی میتوانیم ذهن ناخودآگاه خود را از نو برنامه ریزی کنیم. با به چالش کشیدن گفتگوی درونی منفی، میتوانیم بر احساسات منفی خود فائق شویم. گفتگوی درونی هر عادتی را که داریم متاثر و کنترل می کند زیرا گفتگوی درونی خود یکی از بزرگترین عادتهایی است که داریم. حتی با آنکه ممکن است از آن آگاه نباشیم.

این یک واقعیت نورولوژیکی است که الکتریسته مغز در جهتی که مقاومت کمتری دارد جریان می باید. به عبارت دیگر الکتریسیته مستقیم ترین مسیر را دنبال میکند. به همین دلیل است که قدرتمندترین برنامه ها  در مدارهای کامپیوتری ذهن ناخودآگاه مان

بهتر عمل می کنند. وقتی از گفتگوی درونی صحیح استفاده کنیم، میتوانیم مسیری با کمترین مقاومت خلق کنیم و از آنجا که خود جهت حرکت را مشخص کرده ایم بهترین مسیر را انتخاب می کنیم.

گفتگوی درونی باید با احساس و باور انجام شود. افکار احساسی توسط ذهن ناخودآگاه بهتر شناخته می شود تا کلماتی خالی از احساس. هیچ کس صدای شما را نمی شنود. این گفتگویی مابین شما و ذهن ناخودآگاهتان است. افرادی که به اهدافشان می رسند خود را با پیامهای مثبت برنامه ریزی می کنند و در نتیجه اعتماد به نفسشان را بالا می برند. وقتی از گفتگوی درونی مثبت استفاده می کنید روی کاری که قابل انجام است تاکید میکنید

  • عبارات تاکیدی مثبت و خودتلقینی

جمله تاکیدی مثبت جمله ای است که شما آگاهانه برای خود انتخاب می کنید

مثلا : من سخنران خوبی هستم

در صورت تکرار این عبارت ذهن ناخودآگاه شما آن را جذب می کند و در نهایت نتیجه دلخواه را متجلی می نماید. بهتر است این عبارات را با صدای بلند ادا کنید. با احساس بیان کردن عبارت تاکیدی مثبت ، باعث می شود ایده ی آن عبارت به ناخودآگاه شما نفوذ کرده و در زمان مناسب به عنوان یک حقیقت پذیرفته شده و به آن واکنش نشان داده می شود.  خود تلقینی به معنای کاشت بذر یک ایده توسط فرد در درون خود است. مثلا: من هر روز در هر زمینه ای بهتر و بهتر می شوم

ممکن است ما ضعیف، پیر یا خودخواه باشیم و خود تلقینی ما را ارتقا می دهد زیرا این افکار ماست که شرایط را بوجود می آورد. به منظور پذیرش خود تلقینی به عنوان روشی برای ارتقای شخصی باید دیدگاهمان را تغییر دهیم.

وقتی ما با تلقین کردن موفقیت مان را تایید کنیم ذهنمان را به فعالیت در می آوریم. زمانی که متوجه شوید از طریق بیان عبارات تاکیدی قدرتمند میتوانید علت زندگی خود را تغییر دهید در می یابید که تغذیه کردن ذهن با افکار کامل و قوی چقدر اهمیت دارد.

عبارات تاکیدی مثبت و خودتلقینی از آنجایی عمل می کند که ذهن ناخودآگاه ما متاثر از دستورالعملهای معینی است که توسط ذهن خودآگاه ما تکرار می شود.  از جملات تاکیدی مثبت قرنهاست که به عنوان نیایش و مانترا استفاده می شود. به هنگام بیان عبارات تاکیدی مثبت باید آگاهانه احساس کنید خواسته تان به واقعیت تبدیل شده است. باور کنید که خواسته تان متجلی شده است تا زودتر به واقعیت تبدیل شود.

این موضوع بارها عنوان شده و مهم است به خاطر داشته باشید که – ذهن ناخودآگاه شما تفاوت مابین یک عبارت واقعی و عبارتی که به عنوان حقیقت عنوان شده را نمی داند. به همین دلیل برای گرفتن نتایج مثبت همیشه باید عبارات تاکیدی مثبت را به کار ببریم. همیشه عبارات تاکیدی خود را با افعال حال بکار ببرید. مثلا بگویید من سخنران خوبی هستم. نه اینکه من میخواهم سخنران خوبی باشم. در نتیجه تکرار عبارات تاکیدی در زمان حال، پس از مدتی ذهن ناخودآگاه آن را به عنوان یک حقیقت می پذیرد و توانایی شما در سخنرانی در جمع به شدت تقویت می شود.

  • پشتکار و عزم راسخ

پشتکار داشتن لازمه موفقیت است. حتما این جمله را بارها شنیده اید که سفر هزار کیلومتری از اولین گام شروع می شود. شما باید در سختی ها صبور باشید و ادامه دهید. هر گامی که برمیدارید شما را یک قدم به هدفتان نزدیکتر می کند. افرادی که در نهایت موفق می شوند افرادی هستند که تسلیم نمی شوند. در زمان بدست آوردن آگاهی جدید دوران کمونی وجود دارد زیرا شما هم چنان در واقعیت قدیمی خود زندگی می کنید.  شما برای جوانه زدن بذر اشکال فکری ای که کاشته اید باید صبور باشید. با صبوری کردن، بعد از دیدن نتایج مثبت و سازنده، قدرددان خود خواهید بود. وقتی مشغول برنامه ریزی کردن ذهن خود هستید، شرایط زندگی تان تغییر می کند. با استقامت بر روی افکار جدید و ارتقا یافته ، واقعیت جدیدی را برای خود می سازید. الگوی عادات قدیمی شما را وا می دارند تا عقب نشینی کنید اما تا زمانی که پشتکار داشته باشید شانس دستیابی به موفقیت تان بالاتر می رود

سخن آخر

وقتی متوجه می شوید که قدرت تنها از طریق تلاش و تمرین، زحمت کشیدن و صبوری کردن بدست می آید هیچ گاه از تلاش خود دست نخواهید کشید. نکته اصلی در بالابردن انرژی دورنی خود و جهت دهی افکارتان در مسیری صحیح است. در این صورت مابقی عمر خود را صرف لذت بردن از تغییرات مثبتی خواهید کرد که ایجاد کرده اید.

 

 

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید