۱۰ ویژگی سمی والدین که آینده فرزندان را خراب می‌کند!

0
154
۱۰ ویژگی سمی والدین که آینده فرزندان را خراب می‌کند!

روان شناسان و متخصصین رفتار کودک می توانند در تشخیص تفاوت میان کودک بد رفتار و قدر نشناس و کودکی که قربانی تاثیرات منفی بوده به ما کمک کنند. از سویی، پرورش فرزندان امری بسیار سخت بوده و هیچ کس نباید شیوه ی پدر و مادری کردن دیگری را زیر سوال ببرد. اما در عین حال خط باریکی میان اشتباهات والدین و نشان دادن رفتارهای نامناسب و سمی نسبت به کودکان وجود دارد. این مطلب سعی در شناساندن برخی از این رفتارهای سمی که والدین ممکن است از خود بروز داده و روی کودک تاثیر مخرب بگذارد دارد.

۱۰- از من بترس اما دوستم داشته باش: برای والدین سمی، حمله ای عاطفی برابر است با عشق و توجه. در چنین خانواده هایی، کودکان می دانند که چطور از روی صدای افتادن کلیدها روی زمین یا گام برداشتن پدر و مادر مود و خلق و خوی شان را در آن لحظه متوجه شوند. چنین کودکانی مدام در ترس و دلهره زندگی می کنند، این نوع پدر و مادر، اگر کودک شان با شک و تردید رفتار کند بهشان برمی خورد و چنین حرف هایی می ‎زنند: من همه کاری برات کردم اما تو بازم قدر نمی دونی.

۹- باید با مشکلات بزرگ سالان سر و کله بزنی اما هنوز هیچ حقی نداری: در خانواده های مسموم، والدین مسئولیت های شان را با کودکان تقسیم می کنند. مثلا یک کودک ممکن است فکر کند که به طور خاص به خاطر رفتار نادرست اوست که پدرش سیگار می کشد. بعدتر هم کودکان به داخل مسائل و مشکلات بزرگ سالان کشیده می شوند. مثلا نوجوانان مجبور می شوند تا به گله و شکایت های والدین گوش دهند، با یک شرایط دشوار خودشان را وفق دهند، خودشان را جای پدر و مادر بگذارند، کمک کنند، تحمل کنند و… متاسفانه در این موارد کودک هیچ حقی برای ابراز نظر یا احساس خود ندارد.

۸- بهترین باش اما یادت نره که خاص نیستی: والدین خود شیفته انتظار دارند که فرزندشان در بالاترین سطح از خودش عملکرد نشان دهد، اما با این حال تمام دستاوردهای کودک نادیده گرفته می شوند. نظراتی که نشان از دست کم گرفتن دارند می توانند واقعا زندگی یک کودک را خراب کنند چرا که  چنین شرایطی فرزندان با این تفکر بزرگ می شوند که مایه ی ناامیدی پدر و مادر هستند.

۷- درد و دل کن اما اگر مسخره ات کردم تعجب نکن: والدین مسموم فرزندان را مجبور می کنند که رو راست باشند و حتی گاهی اوقات اگر فرزند نخواهد از احساساتش صحبت کند به او حس عذاب وجدان می دهند. بعدتر همین والدین از حرف هایی که فرزندشان زده علیه خود او استفاده می کنند؛ این اتفاق به ۲ طریق ممکن است بیوفتد:

– خویشاوندان، همسایه ها و دیگران همگی از حرف هایی که فرزند به پدر یا مادرش زده خبر دارند و بنظر والدین هم این کار به هیچ وجه اشکالی ندارد.

– فرزند به والدینش فرصتی برای سرزنش کردن یا طعنه زدن می دهد.

۶- تو بدی پس حتی سعی نکن که بهتر بشی: هر چه عزت نفس کودک پایین تر باشد، کنترل کردنش آسان تر است. والدین مسموم در مورد شکست ها و نقص های فرزندان شان مدام بحث کرده و در اکثر موارد راجع به ظاهر کودک نظر می دهند چرا که این یکی از حساس ترین موضوعات است. اگر حتی مشکل مشکل واضحی هم نباشد آن ها یک چیزی از خودشان در می آورند.

چنین والدینی عقده ی حقارت را کم کم درون کودک نهادینه کرده و نمی خواهند ببینند که فرزندشان چیزهای جدید را امتحان می کند و موفق می شود. پدر و مادر سمی نمی خواهند فرزندی موفق که از خودش اراده نشان می دهد داشته باشند.

۵- خودت را بهتر کن و برنامه هایت برای آینده را فراموش کن: والدین می خواهند که فرزندان شان موفق شوند اما برایشان مهم نیست که چطور قرار است به این موفقیت برسند. به عنوان مثال انتظار دارند که فرزندشان شغلی موفق داشته باشد اما به هیچ عنوان هم خانه را ترک نکند. یک پدر یا مادرخود شیفته فقط به دو دلیل از موفقیت های فرزندش هیجان زده می شود:

– از اینکه در مقابل دیگران از او تعریف کرده و حسادت دیگران را برانگیخته کند لذت می برد.

– یک فرزند موفق زندگی بهتری را برای والدینش رقم خواهد زد.

۴- به حرف های من عمل کن اما اگر شکست خوردی تقصیر خودت است: در این مورد، والدین با فرزندشان مثل یک شیء رفتار می کنند: آن ها برای خودشان برنامه می ریزند و انتظار دارند که کودک آن برنامه ها را دنبال کند. در عین حال هم اهمیتی به پیامدها و نتایج احتمالی نمیدهند، چرا که اگر چیزی اشتباه پیش برود تقصیر آن ها نیست، تقصیر فرزند است.

۳- برو ولی منو تنها نگذار: در خانواده های سالم والدین به فرزندان کمک می کنند تا بیشتر مستقل شوند. والدین مسموم هیچ گاه نمی خواهد فرزندشان از خانه برود اما مدام یادآوری می کنند که خانه، پول وغذا همگی از صدقه سری آن هاست. هر چیزی هم که به سبب وجود فرزند در آن خانه باشد نادیده گرفته می شود. چنین والدینی چه خواسته ای دارند؟ اینکه فرزندان مطیع شان را در کنار خود نگه دارند.

۲- کمک ما را قبول کن اما دست از سوء استفاده از ما بردار: این والدین کمکی می کنند که فرزندان بدون کمک والدین هم از پس قضیه برمی آمدند و هیچ احتیاجی نبود، اما هر گونه امتناع فرزند ناراحتی و دلخوری والدین را در پی دارد. فرزند با خودش این طور فکر می کند: “پدر و مادرم فقط می خواهند معاشرت کنند و حس کنند که هنوز هم بهشان احتیاج است” بنابراین کمک آن ها را می پذیرند و در ازایش آن ها هم لطفی می کنند. اما این ماجرا پایان خوشی ندارد چرا که والدین مدام آن لطف ناخواسته شان را به یاد فرزندان می اندازند. در این جا فرزند در منگنه قرار می گیرد:

– اگر لطف والدین را نپذیرد، حس می کند کار مودبانه ای نکرده.

– اگر هم لطف را بپذیرد، حس می کند که باید قدردان والدین بوده و هر زمان که آن ها احتیاج داشتند برای کمک در دسترس باشد.

۱- به من اعتماد کن اما همیشه چهار چشمی حواست باشد: زندگی خصوصی؟ خلوت؟ هیچ کدام از این ها برای فرزندان والدین سمی وجود ندارد. اگر در این خانواده ها سعی کنید برای خودتان حریم خصوصی قائل شوید، والدین از اینکه بهشان اعتماد ندارید گله می کنند. فرزندان مدام باید پاسخگوی سوالات کنجکاوانه ی والدین از قبیل “ظرفاتو چرا نشستی؟ چرا پول تو صرف فلان چیز بی‎ خود کردی؟” باشند. چنین والدینی برای زندگی و تصمیمات شخصی فرزندشان هیچ گونه احترامی قائل نیستند.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید