۳ نکته‌ی جالب درمورد فرضیه‌ی جهان‌ های موازی

0
29
۳ نکته‌ی جالب درمورد فرضیه‌ی جهان‌ های موازی

۳ نکته‌ی جالب درمورد فرضیه‌ی جهان‌ های موازی

کمتر کسی وجود دارد که راجع به فرضیه ی شگفت انگیز جهان های موازی چیزی نشنیده باشد. اگر چه این مفهوم مربوط به علم فیزیک است، اما ایده و کاربرد آن آنقدر گسترده است که در زمینه های مطالعاتی دیگر نیز می گنجد.

در اصل، بحث کردن راجع به فرضیه ی جهان های موازی انسان را به سوال پرسیدن در مورد معنای زندگی می کشاند. دلیل این امر آن است که این فرضیه، مفروضات ما در مورد مرگ و زندگی را زیر سوال برده و به چالش می کشد.

فرضیه ی جهان  موازی ترکیبی منحصربفرد از تئوری نسبیت و فیزیک کوانتوم می باشد. اساسا طبق این فرضیه یک جهان وجود ندارد، بلکه در یک فضا و یک مکان چندین جهان به طور همزمان وجود دارند. در ادامه قصد داریم به سه ایده ی جالب در مورد این فرضیه ی بحث برانگیز اشاره کنیم.

1- هرکس تعداد بی نهایتی زندگی دارد: طبق فرضیه ی جهان  موازی، هرکس می تواند به تعداد نامحدودی راه زندگی کند. مثلا اگر کسی سر چهار راه ایستاده باشد و به سمت راست برود، با یک سری تجربیات مواجه می شود و اگر به سمت چپ برود با مجموعه ای کاملا متفاوت از تجربیات برخورد می کند. در اصل هر انتخابی می کنیم جهانی تازه می آفریند.

طبق این نظریه هرکس دارد در تعداد نامحدودی زندگی به طور همزمان زندگی می کند. یک شخص ممکن است در یک جهان ثروتمند بوده و در جهانی دیگر فقیر. یا حتی ممکن است در یکی از جهان ها بمیرند حال آنکه در جهانی دیگر زنده باشند.

نکته ی شگفت انگیزی که وجود دارد این است که در جهان های موازی مرگ وجود ندارد. چرا که اگر یک نفر در یکی از جهان ها بمیرد در جهانی دیگر زنده است. اگر تعداد نامحدودی جهان وجود داشته باشد زندگی هم نامحدود می شود.

2- جهان های موازی غیرقابل ردیابی هستند: برخی از فیزیکدان ها بر این باورند که ما قادر به درک جهان های موازی نیستیم چرا که حس های محدودی داریم. انسان ها تنها 5 حس دارند و نمی توانند از هیچ کدام از آن ها برای تشخیص و شناسایی واقعیت های جایگزین استفاده کنند.

حواس انسان اجازه ی تعامل در 3 بعد را می دهند اما طبق نظریه ی جهان های موازی، بعدهای بسیار دیگری براین جهان وجود دارد ولی ما نمی توانیم هیچ کدام دیگر از ابعاد را درک یا شناسایی می کنیم.

همچنین فرضیه ی دیگری وجود دارد که بر طبق آن جهان های جایگزین کاملا از قوانین فیزیک متفاوتی پیروی می کنند. مثلا گرانش یا الکترومغناطیس عملکردی متفاوت دارند. از همین رو درک ما از دنیا تحت این شرایط بی فایده و نامرتبط خواهد شد و درنتیجه شناسایی جهان های موازی عملا غیرممکن است.

3- جهان های موازی هرگز روی یکدیگر اثر نمی گذارند: همانطور که از اسمش برمی آید جهان های موازی به صورت موازی وجود دارند. درست به مانند خطوط موازی هرگز با هم برخورد ندارد حال آنکه دائما کنار هم هستند. اظهار شده که برخورد جهان های موازی می تواند چیزی همانند پدیده ی بیگ بنگ خلق کند که این یعنی انفجاری با شدت بی نهایت و غیرقابل اندازه گیری که باعث ایجاد جهان های بیشتر می شود.

برخی فیزیکدان ها با همکاری هم به نظریه ی اِم رسیده اند که طبق آن، جهان در پوسته های 3 بعدی ای به نام brane وجود دارد. برای درک بهتر این نظریه یک سالن سینما را در نظر بگیرید. با اینکه تماشاچی  ها در دنیای سه بعدی هستند اما فیلمی که پخش می شود در دنیای 2 بعدی به نظر می رسد. اگر یکی از تماشاچی ها می توانست وارد فیلم شود در یک واقعیت 3 بعدی قرار می گرفت. اما بقیه ی تماشاچی ها به تماشای فیلم به صورت 2 بعدی ادامه می دادند.

طبق نظریه ی ام، جهان مثل این سالن سینماست. فیلم های متفاوتی به طور همزمان پخش می شوند اما کاملا مستقل از یکدیگر می باشند.

البته توضیحی که ما از جهان های موازی در این مطلب دادیم خیلی ساده و ابتدایی است. این فرضیه آنقدر پیچیده است که خیلی از مردم آن را علمی تخیلی می دانند تا واقعیت، ولی در عین حال بسیاری از فیزیکدان ها عمرشان را صرف مطالعه و بررسی آن کرده اند. از بین این فیزیکدان ها می توان به استیون هاوکینگ اشاره کرد که حین کار بر روی این فرضیه فوت شد.

البته فقط در این جهان!

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید