۴ تفاوت میان افراد درونگرا و ضد اجتماعی

اغلب درونگراها را با افراد ضد اجتماعی اشتباه می گیرند و مردم فورا فکر می کنند که درونگراها دلشان نمی خواهد کنار دیگران باشند چون از هیچکس خوششان نمی آید و خلوت گزینی آنها را به عنوان عملی خصمانه می بینند. شاید درونگراها و افراد ضد اجتماعی به طور سطحی شبیه به هم باشند، اما اصلا یکی نیستند.

ضد اجتماع ها می توانند درونگرا یا برونگرا باشند. ضد اجتماع بودن به رفتارتان با دیگران برمی گردد. درونگرا یا برونگرا بودن برچسبی است که بر نحوه ی تفکرتان و احساس تان در معاشرت با دیگران زده می شود.

تعریف درونگرا و ضد اجتماعی

درونگرا

درونگرا بودن یعنی سطح انرژی تان در تعاملات اجتماعی به شدت افت می کند. با اینکه یک درونگرا ممکن است از اضطراب اجتماعی رنج برده و یا حتی فردی ضد اجتماعی باشد، اما لزوما درونگرا بودن چنین خصیصه هایی ندارد. درونگراها می توانند برای معاشرت با نزدیکان خود به شدت با اعتماد به نفس بوده و از این کار لذت ببرند.

ضد اجتماعی

افراد درونگرا و ضد اجتماعی به شدت در تمایل شان در معاشرت با دیگران، با هم تفاوت دارند. افراد ضد اجتماعی به طور فعالانه نسبت به معاشرت با دیگران بی میل هستند. اغلب رفتاری خصمانه داشته و با عصبانیت با دیگران برخورد می کنند. ضد اجتماع ها برخلاف درونگراها، هیچ اهمیتی برای قوانین نانوشته ی تعاملات اجتماعی قائل نیستند. این افراد نسبت به دیگران بدبین بوده و فاقد حس همدردی هستند. افراد آنتی سوشال یا ضد اجتماعی معمولا خودشان یا کارشان را بر دوستان و معاشرت کردن، ارجح می دانند.

تفاوت میان درونگراها و افراد ضد اجتماعی

۱_ تخلیه انرژی

درونگراها با کاهش انرژی حین تعامل با دیگران تعریف می شوند. این شرایط در جمع های بزرگ یا جلسات بدتر از همیشه می شود. همه چیز به شخص و شدت تعامل بستگی دارد. درونگراها برای بازگردانی انرژی شان لازم دارند که یا تنها بوده یا در جمع کوچکی از دوستان شان باشند. همین مسئله باعث می‎شود که ضد اجتماعی به نظر برسند چون مهمانی ها را زود ترک کرده یا کلا از معاشرت با جمع ها و گروه های بزرگ اجتناب می کنند. با این حال این انتخاب ها هیچ ارتباطی به اینکه چقدر از اطرافیان شان خوششان می آید و آنها را دوست دارند ندارند، بلکه آنها صرفا از خستگی روانی شان جلوگیری می کنند.

مفهوم تخلیه ی انرژی برای افراد ضد اجتماعی معنایی ندارد. اینکه می خواهند از جمع ها دور باشند ربطی به انرژی شان نداشته و به این برمی گردد که دوست ندارند با دیگران معاشرت کنند. این افراد حتی ممکن است برونگرا باشند.

۲_ اهمیت و نگرانی

درونگراها ذاتا انسان های همدردی کننده ای هستند. آنها به شدت به احساسات دیگران اهمیت می دهند. درونگراها اغلب اوقات از احساسات خود آگاه بوده و همین باعث می شود درک شان نسبت به احساسات دیگران نیز، بالا برود. آنها هرگز نمی خواهند دیگران ناراحتی ای را که خودشان گاها متحمل می شوند، حس کنند. بنابراین همیشه سعی می کنند تا جای ممکن حواسشان به احساسات دیگران باشد.

از سوی دیگر افراد ضد اجتماعی خیلی اهمیتی برای احساسات اطرافیان شان قائل نیستند. اصلا به اینکه حرف ها و اعمال شان چه تاثیری بر دیگران دارند توجه ندارند. برخلاف درونگراها، افراد ضد اجتماعی پیرو قوانین نانوشته ی جامعه یا ضرورت های اجتماعی نیستند. درونگراها معمولا وقتی می خواهند یک دورهمی را ترک کنند یا اصلا به آن نروند نمی دانند چطوری باید آن را عنوان کنند و نگران اند که مبادا احساسات کسی را جریحه دار نکنند اما افراد ضد اجتماعی راحت به این مسائل اعتراف می کنند و برایشان مهم نیست چه حسی به دیگران می دهند.

۳_ روابط و ارتباطات

علیرغم تصورات غلط بسیار، درونگراها می توانند دوستان و عزیزان زیادی داشته باشند. خیلی ها تصور می کنند که درونگراها خجالتی و خلوت گزین هستند، اما لزوما چنین ویژگی هایی ندارند. درونگراها ممکن است خلوت گزین بوده یا افراد اجتماعی دارای رفتار دوستانه باشند. درونگرایی بیشتر به انرژی ارتباط دارد نه تعداد دوستان. همچنین افراد فکر می کنند که درونگراها خجالتی هستند و نمی توانند با دیگران دوست شوند. این مسئله درست نیست. این افراد می توانند با خوشحالی دوستان جدیدی پیدا کرده و به آسانی گروه دوستان قدیمی شان را دور هم نگه دارند.

از سوی دیگر افراد ضد اجتماعی اغلب نمی خواهند پیوندهای جدیدی با دیگران برقرار کرده و ترجیح می دهند به حلقه ی اندک دوستان و خانواده شان محدود شوند. تا جای ممکن دوست دارند تنها باشند و حس نمی کنند که با پیوندها و روابط بیشتر، زندگی شان می تواند بهتر شود.

۴_ لذت بردن و سرگرمی

یک تفاوت مهم میان درونگراها و افراد ضد اجتماعی این است که چقدر از در کنار دیگران بودن لذت می برند. درونگراها اغلب برچسب حوصله سربر بودن یا گریزان از خوش گذرانی می خورند. با اینکه این افراد معمولا فعالیت های بی سروصداتر و آرام تر را ترجیح می دهند، اما هیچ دلیلی مبنی بر لذت نبردن این افراد از معاشرت وجود ندارد.

درونگراها هم می توانند اهل مهمانی و سرگرمی بوده و از انجام کارهایی که دیگران انجام می دهند لذت ببرند. شاید از صحبت کردن با گروهی از افراد جدید اجتناب کنند، اما این فقط به همان مسئله ی خستگی روانی برمی گردد نه به بیزاری از معاشرت.

مدت زیادی است که درونگراها را ضد اجتماعی می دانند و این اصلا عادلانه نیست. درونگراها هم می توانند افرادی هیجان انگیز و ماجراجو که از کنار دیگران بودن لذت می برند، باشند. فقط اینکه این کار را خیلی گسترش نداده و مراقب سطح انرژی شان هستند. اگر کسی ضد اجتماعی باشد بحث مراقبت از خود نیست، صرفا اهمیتی قائل نیست. تفاوت اساسی درونگراها با ضد اجتماع ها همین است.

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید