۶ مهارت هوش هیجانی در افراد خردمند

آیا تا به حال با فردی که با احساسات خود هماهنگ است برخورده اید و از خود پرسیده اید که چگونه به مهارت های هوش هیجانی دست پیدا کرده است؟ در این مقاله به این سوال پاسخ می دهیم

سطح هوش هیجانی در هر فردی متفاوت است و بسته به فرد و شرایطش به شکل متفاوتی بروز می کند. برای تخمین هوش هیجانی،  معمولا از آزمونهای خود – اظهاری  استفاده می شود زیرا انجام و نمره دهی آنها آسان تر است.

در زیر به معرفی چند نمونه از مولفه های هوش هیجانی می پردازیم

  • خود آگاهی

خود – آگاهی سنگ بنای هوش هیجانی و شاید مهمترین مولفه به جهت تسلط پیدا کردن بر آن است. خود – آگاهی را همه ندارند بلکه تنها کسانی که مهارتهای هوش هیجانی بالایی دارند از آن بهره مند هستند. آنها در هر شرایطی می توانند نوع احساس و دلیل داشتن آن را بفهمند. شناسایی احساساتشان به آنها اجازه می دهد تا به جای واکنش نشان دادن ناگهانی رفتار صحیحی را پیدا کنند.

  • خود نظمی

هنگامی که افراد با هوش هیجانی بالا می فهمند که احساس خاصی دارند، شروع به مهار کردن خود می کنند. اگر آنها احساس کسالت، ناامیدی و ناراحتی کنند، دلیل آن را می فهمند. آنها به احساسات خود متکی اند و بهترین راه حل را برای نیازهایشان پیدا می کنند. اگر چه ممکن است از دیگران تقاضای کمک کنند اما برای راحتی خود به دیگران وابسته نیستند و وقتی نیازشان را شناسایی کنند از دیگران درخواست میکنند.

  • آگاهی اجتماعی

آگاهی اجتماعی توانایی خواندن و تفسیر کردن احساسات دیگران است که میتواند از طریق صحبت کردن یا ارتباط غیرکلامی با دیگران حاصل شود. افراد دارای هوش هیجانی درک بهتری از دیگران دارند. آنها گوش کردن فعال را تمرین می کنند و  به جای جلب توجه و تحمیل عقاید خود بر احساسات دیگران  به طور معناداری با آنها ارتباط برقرار می کنند.

  • مدیریت فردی و انگیزه بخشیدن به خود

یکی از حسادت برانگیزترین مهارت های هوش هیجانی، مدیریت فردی و انگیزه بخشیدن به خود است. توانایی درک ظرفیتها ها و محدودیت های خود، سازماندهی و برنامه ریزی را بسیار موثرتر می کند. همچنین در افزایش انگیزه بخشی به خود تاثیر بسزایی دارد. این  موضوع به شما اجازه میدهد که به طور کارآمد و بدون تردید کارهایتان را انجام دهید.

  • مدیریت روابط

آگاهی از عواطف و احساسات خود بدان معناست که افرادی که کنترل عاطفی بالاتری دارند، می فهمند که برخی افراد چه احساسی در آنها بوجود می آورند. وقتی کسی احساس منفی ای به آنها می دهد، میتوانند روابط خود را با او محدودتر کنند.در تحقیقات مشخص شده است که احاطه کردن خود با افراد مثبت اندیش  باعث بهبود خلق و خو، بازدهی و سلامتی کلی می شود. کسانی که هوش هیجانی بالاتری دارند راحتتر میتوانند چنین  افرادی را شناسایی کنند

  • همدلی

آگاهی داشتن نسبت به احساسات خود باعث می شود درک بهتری از احساسات دیگران داشته باشید. این بدان معنا نیست که میتوانید هر موقعیت و دوراهی ای را ادراک کنید. همیشه با افرادی روبه رو خواهید شد که شاید هیچ گاه نتوانید تجاربشان را درک کنید. تفاوت در آن است که افراد دارای هوش هیجانی میتوانند  زمانی که احساس مشابهی با آنها را داشته اند به یاد بیاورند که باعث می شود با دیگران همدلی کنند.

چگونه مهارتهای هوش هیجانی را تمرین کنیم و بر آنها مسلط شویم

دانشمندان در تحقیقات انجام شده هنوز به طور کامل به این نتیجه نرسیده اند که هوش هیجانی اکتسابی است یا ذاتی. افرادی که نگرشی ژرفتر دارند کنترل احساسی بالاتری روی خود دارند اما روشهای زیادی برای پرورش این مهارتها وجود دارد. پیچیدگی هوش هیجانی آزمایش کردن آن را دشوار می کند اما این بدان معنا نیست که نمیتوانید مهارتهای خود را ارتقا دهید. چیزی که محققان بر روی آن توافق نظر دارند آن است که چهار مهارت بنیادین به نام مهارتهای چهارگانه هوش هیجانی وجود دارد. با یادگیری این مهارتهای کلیدی میتوانید در جهت پرورش ساختار احساسی خود گام بردارید.

  • ادراک

قبل از آنکه نسبت به وضعیت احساسی خود آگاه شوید باید احساساتی که با آنها درگیر هستید را بشناسید. وقتی حسی را تجربه میکنید که نمی شناسید به عمق آن نفوذ کنید. حتی اگر آن حس برایتان ناخوشایند است به کاملترین شکل آن را تجربه کنید. همیشه لازم نیست از آن به عنوان یک احساس شناخته شده جهانی نام ببرید. مهارت بنیادی هوش هیجانی یعنی بفهمید دقیقاً در حال حاضر چه احساسی دارید. اجازه دادن به خود برای تجربه آن حس به طور کامل ، حتی اگر نمی توانید روی آن اسمی بگذارید، باعث میشود که دفعه بعد آن را بهتر درک کنید.

  • درک احساسات

احساسات خود

اختصاص دادن وقتی برای درک احساسات خود می تواند به شما کمک کند آن احساسات را در دیگران نیز تشخیص دهید.انجام این کار در زمان ناامیدی یا عصبانیت آسانتر است. آنچه دشوارتر اما به همان اندازه سودمند است، آگاهی از احساسات در زمان خوشحالی است.

سپاسگزاری آگاهانه را تمرین کنید و دلایل خوشحالی تان را به خاطر بسپارید. احساس خود را دقیقاً مشخص کنید و از خودتان بپرسید که چرا این حالت عاطفی را تجربه می کنید. از اینکه چطور به ریشه احساساتتان پی می برید تعجب خواهید کرد.

احساسات دیگران

احساسات همیشه سیاه و سفید نیستند. این باعث می شود درک اینکه دقیقا فردی در لحظه چه احساسی دارد دشوار شود. در صورت بروز تعامل واقعی، از این اشتباه نترسید، اما پس از آن برای انجام مکالمه تلاش کنید. از خودتان بپرسید آن فرد چه حسی داشته و دلیل آن چه بوده است. بدین ترتیب نه تنها او و احساساتش را بهتر درک می کنید بلکه میتوانید  در آینده هوش هیجانی تان را تقویت کنید.

  • استدلال کردن احساسات

وقتی احساساتمان را به خوبی بشناسیم میتوانیم آنها را استدلال کنیم. احساسات موجودات لجبازی هستند که به سرعت رنگ عوض می کنند اما اگر به آنها اجازه دهیم در خدمت ما خواهند بود. احساسات به ما اجازه الویت بندی کردن امور را می دهند. ما سریعتر به چیزهایی که توجه ما را به خود جلب می کنند پاسخ می دهیم . اما در عین حال نباید اجازه دهیم واکنشهای غریزی کنترل زندگی ما را به دست بگیرند.  ممکن است چیزی واکنش شدیدی به همراه داشته باشد، اما فقط به این دلیل که است که نسبت به آن شخصی برخورد می کنیم. با بدست آوردن هوش هیجانی درک بهتری از واکنشهای مهم نسبت به واکنش های خودکار بدست می آوریم.اگر قبل از عمل کردن فکر کنید، از نتیجه کار خود راضی خواهید بود.

  • مدیریت کردن احساسات

مهار صحیح احساسات و توانایی پاسخ صحیح ( و آرام) به خود و دیگران با گذشت زمان ممکن می شود. با تمرین و صرف وقت به جهت تقویت این مهارتها، متوجه خواهید شد که هوش هیجانیتان قویتر شده و حتی حس قویتری نسبت به خود دارید.

ایرادات بالقوه هوش هیجانی

هوش هیجانی ممکن است همیشه مثبت نباشد. برخی محققان بر این باورند که افرادی که کنترل شدیدتری بر روی احساساتشان خلاقیت و تفکر نوآورانه کمتری دارند.  درک احساسات همچنین می تواند ارائه بازخورد منفی را از ترس آسیب رساندن به احساسات افراد دیگر، چالشی تر کند. برخی تحقیقات حتی نشان داده اند کسانی که از درک عاطفی بالاتری برخوردارند می توانند از آن به جهت فریب و  تأثیرگذاری بر دیگران استفاده کنند.شما باید روی مهارتهای هوش هیجانی خود کار کنید و مانند هر موضوع دیگری، اشتباه اجتناب ناپذیر است. اجازه ندهید اشتباه کردن مانع شما شود.

به دست گرفتن کنترل و مهار کردن احساسات خود آزادی زیادی برای شما به ارمغان می آورد. خود را از پاسخ های احساسی خلاص و برای هر شرایطی یک راه حل مناسب پیدا کنید

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید