۷ روش برای روشنفکر شدن

وقتی به روشنفکر شدن فکر می کنید، آیا تصویر کسی که انواع دیدگاهها، باورها و رفتارها را می پذیرد به ذهنتان می رسد؟

اگر چنین است تا حدودی درست می گویید. اما روشنفکر بودن جنبه دیگری نیز دارد. افراد روشنفکر از تجارب جدید، یادگیری موضوعات تازه و درک دیدگاههای مختلف نیز استقبال می کنند و فقط آنها را نمی پذیرند. در نتیجه که افراد روشنفکر نسبت به کسانی که از تجارب، افراد و ایده های جدید استقبال نمی کنند،  از زندگی رضایت بخش تری برخوردارند .

متاسفانه روشنفکر بودن آسان نیست. ما در کنار افرادی بزرگ شده ایم که عمدتا نظامهای ارزشی و اعتقادی مشابهی داشته اند.

ما نیز تمایل داریم در طول زندگی علایق ثابتی داشته باشیم. ترس از ناشناخته ها و چیزهای تجربه نشده نیز بخشی از طبیعت انسان است. با همه اینها، میتوانید روشنفکرتر شوید. برای شروع هفت گام زیر را دنبال کنید:

چگونه روشنفکرتر شوید

  • سوال پرسیدن از خود را یاد بگیرید. دفعه دیگری که به تجربه جدیدی نه گفتید، یا خودتان را متقاعد کردید که هیچ گاه نمیتوانید موضوعی را بفهمید، باور کنید یا از آن لذت ببرید، از خودتان بپرسید چرا؟ چه چیزی مانع شماست؟ آیا ترس است یا تعصب؟ هر چه دلایل توجیه کننده خود را بیشتر زیر سوال ببرید، بهتر میتوانید در برابر عوامل بازدارنده مقاومت کرده و روشنفکر شوید.

 

  • هر ماه حداقل یک هدف تجربی برای خود انتخاب کنید. روشنفکرتر شدن تلاشی عمل گرایانه است. برای رسیدن به نتایجی که میخواهید باید اقدام کنید و برای وسیع تر کردن افقهای دیدتان کاری انجام دهید. اولین گام میتواند انتخاب یک کار جدید در ماه و تجربه کردن آن باشد. گزینه های شما نامحدودند. اگر نمیدانید از کجا شروع کنید، در زیر چند مثال برای شما آورده ایم:
  • کتاب یا مجله ای را که از ژانر مورد علاقه تان نیست بخوانید
  • غذای جدیدی را امتحان کنید
  • برای یک ویراستار نامه بنویسید
  • به دیدن همسایه جدید بروید
  • یک روز را داوطلبانه در جمعیتی که نمیشناسید سپری کنید
  • کانال رادیوی خود را روی موج جدیدی بگذارید

 

  • به مسایل چالشی خود از زاویه دیگر نگاه کنید. یادتان باشد باز کردن ذهن به معنای تغییر آن نیست. به معنای نگاه کردن به دنیا از یک زاویه دید جدید و در نظر گرفتن گزینه های احتمالی مختلف است. به چند نمونه از مسایل چالشی خود فکر کنید. ممکن است در رابطه با سیاست، مذهب، سبک بچه داری یا اخلاقیات باشند. افرادی که ذهنی بسته دارند این مسایل را از جنبه صفر و صدی نگاه می کنند. از نظر آنها مردم یا دید درستی دارند یا غلط و افرادی که دید غلط دارند از نظر اخلاقی یا ذهنی پایین تر از افرادی هستند که دید درست دارند. متاسفانه این طرز فکر ادراک صحیحی در پی ندارد. و نمیتوانید افقهای دید آنها را گسترش دهد. اما اگر سعی کنید بفهمید چرا کسی نسبت به موضوعی دیدگاهی متفاوت دارد، متوجه می شوید که دیدگاههای آنها به دلیل نقص اخلاقی یا مشکلات شخصیتی نیست. بلکه فقط محصولی از تجربه زندگی آن شخص هستند.

 

  • اجازه دهید آسیب پذیر باشید. هیچ راهی وجود ندارد که بدون آسیب پذیری در فرآیند های فکری یا عملکردی خود، ذهنیت بازتری داشته باشید. اگر کارهای جدیدی را امتحان کنید، با افراد جدید ارتباط برقرار کنید، و ایده های جدید را بپذیرید، گاهی ممکن است شکست بخورید یا ناامید شوید. اگر بپذیرید و اجازه دهید آسیب پذیر باشید، به زودی در می یابید که حتی وقتی شرایط بر اساس نقشه شما پیش نروند، همچنان همه چیز سر جای خود است. حتی میتوانید از تجربه ای منفی، دستاوردی مثبت داشته باشید. یادتان باشد از شکستی که تجربه می کنید میتوانید به عنوان سکوی پرتابی برای رسیدن به اهداف دیگرتان استفاده کنید.

 

  • دایره دوستان خود را وسیعتر کنید. گفتن این کار از انجام دادنش آسانتر است اما اهمیت زیادی دارد. هر چه دایره دوستانتان وسیعتر باشد، احتمال اینکه با ایده های و نظامهای اعتقادی دیگری آشنا شوید بیشتر است. شما نمیتوانید کسی را اجبار به دوستی کنید اما میتوانید گامهای برای ایجاد این رابطه بردارید. مثلا عضوی از یک کلوب شوید، یا سرگرمی جدیدی را شروع کنید. حتی کار ساده ای چون صحبت کردن با همکار در زمان استراحت نهار میتواند تغییر ایجاد کند.

 

  • دست از فرضیه دادن بردارید. بیش از اندازه فرضیه دادن قاتل روشنفکری است. اگر می بینید مرتبا جملات زیر را تکرار می کنید:
  • هیچ وقت از این خوشم نخواهد آمد
  • با افرادی که … نمیتوانم ارتباط برقرار کنم
  • آن چیز به درد من نمیخورد
  • هیچ وقت برای … مناسب نیستم
  • فکر نکنم از من استقبال شود
  • افرادی که این طور فکر می کنند همگی…

 

اول از همه متوجه شوید که چنین فرضیه هایی دارید. سپس تلاش کنید تا جلوی خود را بگیرید و فرضیه های خود را از نو جمله بندی کنید. به جای اینکه فرض کنید هیچ وقت از چیزی خوشتان نخواهد آمد بگویید مطمئن نیستید که از آن کار خوشتان خواهد آمد اما مایلید امتحان کنید.

  • حرکت با جریان زندگی را یاد بگیرید. تعصب ذهنی و احساسی دو عامل بازدارنده ای هستند که سر راه روشنفکر شدن قرار می گیرند. اگر به خودتان بگویید نباید کارهای جدید را امتحان کنید، یا خودتان را متقاعد کنید که عواقب آن بد خواهد بود، همچنان ذهنتان بسته خواهد ماند. سعی کنید بیشتر آرام باشید و اجازه دهید زندگی جریان داشته باشد.

این احتمال وجود دارد که شکستن برخی از قوانین و محدودیت هایی که روی زندگی تان اعمال کرده اید منجر به اتفاقات خوبی می شود. اگر طرز فکری پویا اختیار کنید زندگی شادتری را نه تنها در رابطه با دیگران بلکه در رابطه با خود، خواهید داشت

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید