۹ دروغی که به خودمان می‌گوییم

هیچ کس دروغگوها را دوست ندارد. وقتی کسی بهمان دروغ می گوید واقعا آسیب می بینیم و طبیعتا احساس مورد خیانت و توهین واقع شدن به ما دست می دهد. اما حقیقت این است که ما هر روز خودمان را فریب می دهیم و از همین رو خودمان را از داشتن زندگی ای که لیاقتش را داریم بازداشته و مانع موفقیت خودمان می شویم.

در ادامه ی مطلب ما برخی از رایج ترین دروغ هایی که ممکن است هر روز به خودمان بگوییم را گرد هم آورده ایم. امیدواریم که این لیست به شما کمک کند تا متوجه شوید چنین طرز تفکری چقدر آسیب رسان است.

۱- من قربانی گذشته ام هستم: شما قربانی گذشته تان نیستید، بلکه به خاطر گذشته قربانی حال تان هستید. البته که کارهایی که قبلا کردید در شخصیت تان و زندگی ای که دارید تاثیرگذار هستند. اما مدام فکر کردن به گذشته و تجزیه و تحلیل آن تنها باعث ارتکاب اشتباهات بیشتر می شود. تنها در صورتی که خودتان اجازه بدهید است که گذشته تان شما را شکار می کند. به یاد داشته باشید که غوطه ور شدن در گذشته شما را از لحظه ی حال دور می کند.

۲- من برای فلان کار زیادی پیر شده ام: شما برای هیچ کاری زیادی پیر نیستید. نلسون ماندلا ۷۶ ساله بود که رئیس جمهور شد. لئوناردو داوینچی ۵۱ ساله بود که مونالیزا را نقاشی کرد. همیشه کسانی هستند که وقتی بنظر می رسد همه چیز ضد آن هاست به دستاوردهای بزرگ می رسند. مادامی که به خودتان شک داشته و فکر کنید فلان کار دیگر از شما گذشته، اعتماد بنفس و توانایی تان برای شناخت پتانسیل واقعی تان را از دست می دهید. به یاد داشته باشید که شما هیچوقت برای هیچ کاری زیادی جوان یا زیادی پیر نیستید.

۳- پول با من لج است: خودتان را از آغاز محکوم به شکست نکنید. پول نباید هدف اولیه تان باشد. هر چند که به کل کنار گذاشتن آن هم گزینه ی خوبی نیست. شما لایق هر چیزی که رویایش را دارید هستید. رویاهای تان را کم کم و کوچک کوچک جامه ی عمل بپوشانید.

۴- اگر فلان چیز را داشته باشم به شادی می رسم: شادی وقتی به هدف تان می رسید بوجود نمی آید. چنین حس شادی و رضایتی موقتی خواهد بود. سعی کنید بدون دادن اولتیماتوم های غیرضروری به خودتان حس شادی را تجربه کنید.

۵- می توانم فلان کار را بعدا هم انجام دهم: این احتمالا رایج ترین دروغی است که ما به خودمان می گوییم. مشکل این است که ما هرگز نمی دانیم واقعا چقدر زمان داریم. شاید یک روز از خواب بیدار شوید و ببینید که دیگر وقتی برای کارهایی که همیشه می خواستید انجام دهید ندارید هیچ کس از آینده خبر ندارد. اگر منتظر بهترین لحظه برای انجام کاری باشید شاید آن لحظه هرگز فرا نرسد.

۶- چون تلاش هایم با شکست مواجه شده من یک بازنده ام: انتظارات تان منبی بر اینکه زندگی باید چطور باشد را رها کرده و روی چیزی که در حال حاضر دارید تمرکز کنید. باید به یاد داشته باشید که لزوما چون چیزی باب میل شما پیش نمی رود بدان معنا نیست که به هیچ چیزی نرسیده اید. هرگز تسلیم نشوید.

۷- هیچ کس من را درک نمی کند: این مورد را خیلی ها مدام به خودشان و دیگران می گویند. اینکه کسی با شما موافق نیست بدین معنا نیست که شما را درک نمی کند. متفاوت بودن اشکالی ندارد و گاهی اوقات با گوش فرا دادن به کسی که نظرش با شما متفاوت است می توانید بهتر خودتان را بشناسید.

۸- من شبیه فلانی نیستم، نمی توانم کاری که او انجام می دهد را انجام دهم: همه ی ما با هم متفاوتیم. هر کدام از ما سطوح استعداد، تواناایی ها و شخصیت های متفاوتی دارد. ما اغلب خودمان را با کسانی که حس می کنیم به موفقیت رسیده اند مقایسه می کنیم، غافل از اینکه نمی دانیم آن ها ممکن است چه مسیری را برای رسیدن به این موفقیت طی کرده باشند. طرز تفکر مثبت تری داشته باشید. بگذارید این جمله مانترای شما باشید: اگر آن ها توانستند، من هم می توانم.

۹- عقده های من مانع توانایی ها و تلاش هایم می شوند: در اصل آن چیزی که در خودتان بیشترین حس نفرت را به آن داشته و سعی در مخفی کردنش دارید، شما را خاص و متمایز از دیگران کرده. از دید کسی که دوست تان دارد به خودتان نگاه کنید تا ببینید واقعا که هستید.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید